ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

 ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

جریان شناسی نفاق

جریان شناسی نفاق

کتاب جریان شناسی نفاق به روایت تصویر

دهه 50 و 60

رجوي در نامه به گورباچف: اعتراف به قتل عام 10000 نفر از مردم ايران

رجوي در نامه به گورباچف: اعتراف به قتل عام 10000 نفر از مردم ايران

برگرفته از: اسناد حزب کمونيست شوروي

 

از بين اسناد منتشرشده حزب کمونيست در زمان اتحاد جماهير شوروي، نامه‌هايي از سوي مسعود رجوي، به ميخاييل گورباچف، رهبر حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروي، در دسترس قرار گرفته که از طريق سفارت شوروي در بلغارستان براي او ارسال شده بود. کپي نامه‌ها در آرشيو دانشگاه استنفورد موجود است.

سه نامه مذکور با شماره پرونده 24/15/89 در بايگاني حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروي بايگاني شده است. نامه‌هايي که به سال 1985 ميلادي (1364 شمسي) به شوروي و حزب کمونيست ارسال شده مربوط به چهار سال بعد از فرار رجوي به فرانسه است. در اين نامه‌ها که امضاي مسعود رجوي و فرهاد الفت (نماينده منافقين) را ذيل خود دارد از شوروي کمک 300 ميليون دلاري و همچنين اعطاي پناهندگي به اعضاي فراري مجاهدين خلق از ايران درخواست شده است.

نامه درخواست وام مجاهدين خلق از اتحاد جماهير شوروي را در شماره نهم از نشريه راه‌نما منتشر کرديم. اکنون بخش‌هايي از نامه رجوي به گورباچف را در اينجا مي‌آوريم که در آن رسماً به ترور مردم ايران اذعان کرده است.

به نام خدا

به نام دوستي و مبارزات ضد امپرياليستي و ضد استثماري خلق‌هاي ايران و شوروي

رهبر کشور بزرگ همسايه ما، دبيرکل کميته مرکزي حزب کمونيست اتحاد شوروي؛

رفيق گرامي، ميخائيل سرگئويچ گورباچف؛

به مناسبت آغاز سال نو و در آستانه برگزاري بيست‌و‌هفتمين کنگره حزب کمونيست اتحاد شوروي، صميمانه‌ترين درود‌ها و تبريکات مقاومت انقلابي و سراسري مردم ايران و سازمان مجاهدين خلق ايران را بپذيريد.

آنچنان‌که در پيام تلويزيوني ـ که در اول اکتبر گذشته در فرانسه پخش شد ـ گفتيد، بيلان حزب کمونيست اتحاد شوروي در اداره و پيشرفت کشورتان طي سال‌هاي گذشته بسيار درخشان بوده است. به‌نحوي که امروز شما در کشورتان بيش از يک ميليون طبيب، شش ميليون مهندس، و يک‌ونيم ميليون دانشمند داريد و کرايه خانه به‌طور متوسط تنها سه درصد بودجه خانوادگي را تشکيل مي‌دهد. از سوي ديگر در 20 سال گذشته، درآمد واقعي هر فرد 10 برابر شده؛ اما قيمت کالاهاي مصرفي در شوروي افزايش نيافته و از 50 سال پيش شما با پديده‌اي به نام بيکاري مواجه نيستيد. سيستم آموزش و پرورش و بيمه‌هاي اجتماعي مجاني داريد و اتحاد شما شامل بيش از يکصد مليت است...

با اين همه شما افزوديد که برنامه‌اي براي پانزده سال آينده در نظر داريد که طي آن بايستي به‌ همان ميزان که در 20 سال گذشته در اتحاد شوروي کار شده است، باز هم کار انجام گيرد.

...سياست اعلام‌شدة شما در دفاع از صلح پايدار جهاني و مخالفت قاطعانه‌تان با مسابقه تسليحاتي و ابتکارات شما در زمينه خلع‌سلاح به‌منظور بقاي بشريت و مقابله با تشنج‌آفريني‌هاي امپرياليستي، بسيار عادلانه و تحسين‌آميز است.

...يک چنين بيلان ارزشمندي مبيّن اين است که دستاورد‌هاي بيست‌وهفتمين کنگره حزب کمونيست اتحاد شوروي، بي‌گمان در تحکيم مباني صلح و سوسياليسم و در برنامه‌ريزي براي پيشرفت‌هاي اقتصادي‌اجتماعي کشورتان، نقش به‌سزائي خواهد داشت و ارتقاي هرچه‌بيشتر زندگي کارگران و زحمت‌کشان و همچنين کليه ملل اتحاد شوروي را باعث خواهد گرديد.

همچنين بديهي است که توجهات همه خلق‌هاي تحت ستم و جنبش‌هاي رهائي‌بخش و توجهات کليه ملل و نيروهاي طرفدار صلح در جهان امروز، در چارچوب منافع مشترک صلح‌جويانه و ضدامپرياليستي، به دستاورد‌هاي اين کنگره معطوف مي‌باشد، از جمله سازمان مجاهدين خلق ايران ـ سازمان رهبري‌کننده مقاومت سراسري مردم ايران براي صلح و آزادي که اينک همزمان با اعتلاي مقاومت مردمي در داخل ايران، بيش از پيش، تحت انواع فشار‌ها و هدف تيز‌ترين حملات مقامات رسمي ايالات متحده آمريکا قرار دارد (برخي از اسناد ضميمه است) و علي‌هذا از طريق شما همدردي و همبستگي حزب کمونيست و خلق‌هاي کبير اتحاد شوروي را با مردم و مقاومت ايران، خواستار مي‌شود.

در اکتبر گذشته همچنين از رفتار غيرمنطقي دولت [ايران] و مشکل‌بودن گفتگو با اين دولت، به‌حق ابراز تعجب کرده بوديد.

به‌نام مقاومت سراسري و به‌نام انقلاب نوين مردم ايران عليه ارتجاع ضدتاريخي و ضدمنطقي... که تمايلات ديکتاتوري‌هاي مذهبي ماقبل سرمايه‌داري را نمايندگي مي‌کند.

1. رژيم غرق در بحران‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و سياسي و قطعاً محکوم به سقوط است. مقامات رژيم اذعان مي‌کنند که از زمان به‌حکومت‌رسيدن ملايان توان توليدي کشور 83 درصد و درآمد ملي 25 درصد کاهش داشته و قيمت کالاهاي اساسي 10 الي 15 برابر افزايش يافته است.

ده ميليون نفر فاقد مسکن هستند. 25 درصد از مرغوب‌ترين زمين‌هاي کشاورزي به خشکزار تبديل شده و سطح زير کشت 60 درصد کاهش يافته است. واردات کشور در سال گذشته از 20 ميليارد دلار متجاوز بوده و تماماً از درآمد نفت (که بيش از 90 درصد بودجه دولت را تشکيل مي‌دهد) تأمين گرديده است. هم اکنون در ايران 6 ميليون نفر بيکار، 3 ميليون آواره جنگي و بيش از يک ميليون‌وششصدهزار معتاد وجود دارد. از اصلاحات اقتصادي و اجتماعي هيچ خبري نيست و رژيم با منتهاي توان خود در ادامه دو جنگ ضدمردمي اصرار مي‌ورزد:

 

الف: جنگ خارجي با عراق

که تا کنون بيش از يک ميليون کشته و زخمي در طرف ايران برجاي گذاشته و 50 شهر ايران را به‌طور کامل از بين برده و توسعه اقتصادي ايران را لااقل 20 سال به عقب کشانده است. اکنون چند سال است که فقط [امام] خميني خواهان ادامه اين جنگ است تا سرپوشي باشد بر يک جنگ مهم‌تر استراتژيکي که همانا جنگ داخلي عليه مردم و مقاومت ايران است. اگر چه ما مسئوليت طرف عراقي را در ابتداي شروع اين جنگ از نظر دور نداشته و آن را به غايت محکوم کرده‌ايم.

ب: جنگ داخلي عليه مردم و مقاومت ايران

با بيش از 50 هزار اعدام شده و بيش از يکصدوچهل هزار زنداني سياسي (فهرست اسامي و مشخصات بخشي از شهدا ضميمه است) جنگي که رژيم ـ که مأموريت تاريخي آن به آتش کشيدن انقلاب شکوهمند دموکراتيک ـ ضد امپرياليستي 1979 ايران بوده است ـ هم اکنون دو سوم تمامي قواي سرکوبگر خود را صرف آن مي‌سازد. حال اينکه تنها يک سوم قواي اين رژيم صرف جنگ خارجي با عراق مي‌گردد.

...متقابلاً رژيم با از دست دادن بيش از 10 هزار تن از مهم‌ترين مهره‌ها و کادر‌ها و ايادي سرکوبگر خود در روياروئي با قواي مقاومت، ثبات و آينده خود را از دست داده و همچنين به اثبات رسيده است که به هيچ وجه قادر به از بين بردن سازمان مردمي، سراسري و مسلح ما و مقاومت رو به اعتلاي آن و آلترناتيو دموکراتيک‌-ضد امپرياليستي که ما معرفي نموده‌ايم و شوراي ملي مقاومت ايران ناميده مي‌شود، نيست. در اين اوضاع تضاد‌هاي دروني رژيم نيز به‌شدت افزايش يافته و مسأله جانشيني شخص [امام] خميني را در دستور قرار داده است. اگر ما چه به دلايل متعدد تاريخي و اقتصادي و اجتماعي و در تعادل قواي بين مقاومت مردمي و رژيم قوياً مطمئنيم که اين رژيم نه رفرم‌پذير است و نه آلترناتيوي در درون آن وجود دارد. (درباره تضادهاي داخل رژيم نامة عده‌اي از نمايندگان مجلس [امام] خميني به رئيس‌جمهور اين رژيم به‌عنوان نمونه ضميمه است)

2. امپرياليست‌ها ـ به‌ويژه محافل فوق ارتجاعي و جنگ‌افروز آنان ـ از سياست‌هاي جنگ‌طلبانه رژيم و تروريسم صادراتي او در خاورميانه به‌غايت سود برده‌اند. سياست‌هاي [امام] خميني (که از ماهيت مادون سرمايه‌داري رژيم او نشأت مي‌گيرد) به‌رغم آب و رنگ به‌اصطلاح ضدامپرياليستي آن، عملاً در سطح منطقه خاورميانه و همچنين در سطح جهاني پيوسته دست‌راستي‌ترين جناح‌هاي امپرياليستي و صيهونيستي و تهاجمات نظامي آن‌ها را تقويت نموده و به‌طور غيرمستقيم در خدمت اهداف هژموني‌طلبانه آن‌ها بوده است.

سياست حراج نفتِ ارزان رژيم نيز چپاول هر چه بيشتر منابع نفتي مللِ زيرِ سلطه را باعث گرديده است...

بي‌جهت نبود که لنين مبارزه‌جوئي طبقات ارتجاعي عليه امپرياليسم را (به‌خاطر فقدان محتواي ترقي‌خواهانه آن) افشا مي‌نمود و هرگونه حمايت از آن را منع مي‌کرد. متقابلاً جاي تعجب ندارد که امپرياليست‌ها از ترس استقرار يک آلترناتيو انقلابي‌دموکراتيک، به‌ طرق مختلف به ادامه حکومت [امام] خميني ياري مي‌رسانند و در‌‌ همان حال مجاهدين را تحت حمله و فشار قرار مي‌دهند.

با اين همه از آنجا که در اثر افشاگري‌هاي جهاني مقاومت، رژيم را فاقد مشروعيت و ثبات و عاري از هر آيندة روشني يافته‌اند؛ برآنند تا به‌طرق مختلف در مقابل ما آلترناتيوي پوشالي از بيرون و از درون رژيم (از طريق تقويت بقاياي رژيم شاه و از طريق سرمايه‌گذاري بر روي محافل وابسته‌گراي ليبرال در داخل رژيم) عَلَم کنند.

اگر چه به‌وضوح و بر اساس بسياري شواهد عيني به يقين مي‌دانند که مشروعيت اجتماعي، پايگاه مردمي و سازمان نظامي و سياسي آلترناتيو ارائه شده از جانب ما در سطح داخلي و بين‌المللي کاملاً تثبيت شده و بلامعارض است و به‌هيچ‌وجه نه در حال و نه در آينده نمي‌توان آن‌ را ناديده گرفت.

3. سازمان مجاهدين خلق ايران، شوراي ملي مقاومت ايران را به مثابه جانشين دموکراتيک‌انقلابي براي ديکتاتوري ارتجاعي و قرون وسطائي تأسيس نموده و در سطح داخلي و بين‌المللي وسيعاً به معرفي آن مبادرت ورزيده است. پشتوانه مردمي و دستاورد‌هاي سياسي و نظامي اين مقاومت در داخل ايران، مضافاً بر طرح صلح اين شورا در رابطه با جنگ ايران و عراق و تبليغات افشاگرانه ما عليه رژيم خميني، آنچنان وزن و اعتباري به اين آلترناتيو دموکراتيک‌انقلابي بخشيده است که تا کنون نزديک به 17000 حزب و سازمان سياسي و سنديکا و اتحاديه کارگري و شوراي صنفي و سازمان‌هاي دانشگاهي و مذهبي و شخصيت‌هاي مختلف سياسي و پارلماني و علمي و اجتماعي و فرهنگي، شوراي ملي مقاومت ايران را طي بيانيه‌ها و موضع‌گيري‌هاي رسمي خود به‌عنوان نماينده مقاومت مردم ايران و جانشين دموکراتيک براي رژيم خميني به رسميت شناخته‌اند (برخي اسناد ضميمه است).

در اين ميان بيش از 2000 مورد از اين موضع‌گيري‌ها که بعضاً متعلق به برخي مجامع بين‌المللي از قبيل پارلمان اروپا و شوراي اروپا مي‌باشد، معطوف به حمايت از طرح صلح شوراي ملي مقاومت در رابطه با جنگ ايران و عراق مي‌باشد.

طرح صلحي که دولت عراق نيز به دنبال ملاقات نايب نخست‌وزير اين کشور با اينجانب در پاريس و صدور بيانيه مشترک (ژانويه 83) آن را به عنوان مبناي قابل قبول براي آغاز مذاکرات صلح پذيرفته است (مارس 1983).

به همين مناسبت با تقديم اسناد مربوطه [که همراه نامه ضميمه شده] تقاضاي بررسي اين طرح صلح و حمايت از آن را توسط بيست‌وهفتمين کنگره حزب کمونيست اتحاد شوروي دارم. بديهي است که يک چنين حمايت فوق‌العاده ارزشمندي يک اقدام تاريخي و فراموشي‌ناپذير در تاريخ دوستي ميان خلق‌هاي شوروي با مردم ايران و همچنين مردم عراق و کليه ملل عرب خواهد بود.

مطابق برنامه شوراي ملي مقاومت و دولت موقت جمهوري دموکراتيک اسلامي ايران. ما دست در دست عموم طبقات و اقشار مردم ايران براي «صلح و آزادي» و براي «قطع همه روابط اسارت‌بار امپرياليستي» در راستاي يک انقلاب نوين «دموکراتيک و ضد امپرياليستي» مبارزه مي‌کنيم که چشم‌انداز آينده آن با تأکيد بر «جهت‌گيري و رشد ضداستثماري» به اتکاء «کارگران و دهقانان محروم ايران» مشخص مي‌شود. ما خواستار يک ايران «دموکراتيک» و «غيرمتعهد» و به دور از «پيمان‌هاي سياسي و نظامي استعماري» هستيم. (برنامه و مصوبات شوراي ملي مقاومت و دولت موقت ضميمه است)

...در 24 ژوئيه گذشته، ريچارد مورفي معاون وزارت خارجه آمريکا طي موضع‌گيري رسمي خود در کنگره آمريکا، مجاهدين خلق ايران را سازماني «ضددموکراتيک»، «ضدآمريکائي»، «کلکتيويست» [جمع‌گرا] و «تروريست» خواند که «با شاه محمدرضا پهلوي مخالفت نموده و به خصوص با روابط شاه با امپرياليسم آمريکا مبارزه مي‌کرده... و در سال‌هاي 1970 در خط اول جبهه مبارزه عليه شاه و اصلي‌ترين نيروي درگير تروريسم ضد آمريکائي و ضدغربي بوده است.»

...و ما البته در توضيح مواضع عادلانه گذشته و حال خود ـ عاري از هرگونه سوء تفاهم و تحريف حقايق ـ براي تمام جهانيان و همه ملت‌ها و دولت‌ها بسيار کوشيده‌ايم و باز هم به غايت تلاش خواهيم نمود تا موجوديت و مشروعيت يک خلق در زنجير در برابر ديکتاتوري‌هاي تروريستي شاه و [امام] خميني مخدوش نشده و در عرصه بين‌المللي هر چه وسيع‌تر به رسميت شناخته شود. سياست انقلابي ما در اين زمينه نه مبتني بر «تحريک» ضديت‌هائي که در تعادل قواي کنوني دقيقاً به سود رژيم است، بلکه مبتني بر مهار کردن و خنثي نمودن تشنجاتي است که قبل از هر کس، دشمن اصلي کنوني و رودرروي خلق و ميهنمان، يعني ديکتاتوري ويرانگر و ضدبشري از تشديد آن‌ها عليه ما استقبال مي‌کند.

...واضح است که رژيم  از برانگيختن هر گونه ضدّيت بين المللي عليه ما، به نفع خود و براي طولاني کردن عمرش استفاده مي‌کند تا خود را از انزواي بين‌المللي خارج نموده و متقابلاً ما را منزوي کند. به اين ترتيب [امام] خميني خواهد توانست با دست باز‌تر سرکوب افسارگسيخته در داخل کشور را افزايش دهد.

لذا ما در عين استواري بر سر اصول ضد استبدادي، ضد استعماري و ضد استثماري مبارزاتي‌مان تلاش خواهيم کرد.

[تلاش خواهيم کرد تا همچون] لنين بنيانگذار کبير اتحاد شوروي و حزب شما از هر شکافي در ميان دشمنان هر اندازه که کوچک باشد از هر تضاد منافع از هر امکاني هر اندازه هم که کوچک باشد با ‌‌نهايت دقت، مواظبت، احتياط و مهارت استفاده نمائيم تا انقلاب نوين مردم ايران به نتيجه برسد.

...براي پيروزي بر دشمن‌مان، ما از استراتژي قيام مسلحانه مردمي و سازمان‌يافته پيروي مي‌کنيم و هم اکنون در دوران تدارک قيام هستيم و قوياً بر آنيم که در سال‌هاي گذشته بخش اعظم جاده پيروزي را در نورديده‌ايم.

هدف مرحله‌اي استراتژي ما در مقطع فعلي گسترش کمي و کيفي پراتيک هسته‌هاي مقاومت سراسري براي ايجاد منافذي در ديوار اختناق[امام]  خميني است. بدين وسيله راه تنفس توده مردم قدري هموار مي‌شود و قدم به قدم به حل معادله ارتباطات فرماندهي و تمرکز نيرو نزديک مي‌شويم.

منافذ فوق‌الذکر درمسير رشد کمي و کيفي خود به پنجره‌هائي تبديل مي‌شوند که بالمآل طلسم اختناق ديکتاتوري نظامي‌پليسي رژيم را در هم شکسته و دروازه آزادي را نويد مي‌دهد. دقيقاً برخلاف جنبش‌هاي چريکي شهري، ما از موضع يک آلترناتيو سراسري و مقاومت فراگير مردمي، طي دو سال گذشته بيش از 10 پراتيک ازپيش‌ اعلام‌شده سراسري داشته‌ايم که طي آن‌ها هسته‌هاي مقاومت و واحد‌هاي نظامي و سياسي به‌طور همزمان با اعلام قبلي به صحنه آمده و قدرت و توان مجاهدين را به نمايش گذاشته‌اند. (برخي از اسناد ضميمه است)

آخرين نمونه پراتيک دو هفته‌اي مربوط به تحريم انتخابات فرمايشي رياست‌جمهوري بود که به‌مدت دو هفته سراپاي رژيم را لرزاند. به نحوي که مقامات درجه اول اين رژيم در موضع‌گيري‌هاي رسمي و شداد و غلاظ خود با اذعان به قدرت مجاهدين، پياپي عليه ما هشدار مي‌دادند (اسناد ضميمه است) و تمام قواي سرکوبگر رژيم را به حال آماده باش کامل در آورده بودند. در خاتمه اين پراتيک، ري شهري، وزير اطلاعات رژيم خميني براي تقويت روحيه مزدوران رژيم ناگزير به ميدان آمد و در سپتامبر گذشته طي مصاحبه مطبوعاتي که در روزنامه‌هاي رژيم (به تاريخ 7شهريور1364) منعکس شد، به «652 مورد ترور و حمله به مراکز حساس وحياتي... که قبل از انجام کشف و خنثي شده» اقرار نمود و از «دستگيري 352 هسته مقاومت و 39 تيم نظامي و بيش از 1500 عدد کوکتل و 20 موشک و خمپاره و بيش از 1200 قبضه سلاح‌هاي ديگر و 260 کيلو گرمTNT» سخن گفت.

...بيلان واقعي عمليات مجاهدين از سپتامبر 84 تا سپتامبر 85 که اسناد آن جزء به جزء منتشر شده به قرار زيراست:

    320 رشته عمليات موفق در تهران، شهرستان‌ها و کردستان؛

    1500 تن کشته و زخمي از مزدوران رژيم؛

    انهدام يا واردکردن خسارت جدي به 1440 مرکز سرکوب و شکنجه يا مراکز تبليغاتي و اداري دشمن؛

    انفجار 250 بمب قدرتمند تبليغاتي در روز انتخابات فرمايشي جمهوري؛

    پخش علني 4 ميليون تراکت و اعلاميه؛

    نفوذ و تبليغات و سابوتاژ و اجراي عمليات ضد جنگ در 200 مرکز نظامي و انتظامي؛

    پخش 600 هزار تراکت و اعلاميه در پادگان‌هاي ارتش؛

    از کار انداختن 20 فروند جنگندة فانتوم و 540 دستگاه نظامي ديگر در راستاي مقاومت عليه جنگ افروزي ضد ميهن خميني.

...طي اين مدت نيروهاي مقاومت 400 درصد رشد نموده و رژيم نيز متقابلاً 5000 تن را اعدام کرده است. طي پراتيک‌هاي فوق الذکر که بالمآل به شکستن طلسم اختناق راه مي‌بَرد و جاده تمرکز نيرو و قيام خلق را هموار مي‌کند، ما به جذب نيروي جديد، سازماندهي واحد‌هاي تازه نفس، تبليغات سياسي و اجتماعي، اجراي مانورهاي مختلف و آمادگي‌هاي نظامي و دريافت حمايت‌هاي مادي از توده‌هاي مردم مي‌پردازيم.

ارگان‌هاي تبليغات دائمي ما علاوه بر انتشارات واطلاعيه‌هاي ضروري، نشريه هفتگي «مجاهد» و راديو «صداي مجاهد» است که با پوشش سراسري خود روزانه بيش از 16 ساعت به پخش برنامه‌هاي مختلف اشتغال دارد که نياز‌هاي آموزشي نيروهاي گسترده اجتماعي سازمان مجاهدين را نيز تأمين مي‌کند.

مجاهدين خلق ايران از حضور نظامي فعال و کاملاً چشم‌گيري در کوهستان‌هاي کردستان ايران برخوردارند که مکمل خطوط مبارزاتي ما در داخل شهرهاست. در اکتبر گذشته چند واحد از نيروهاي مجاهدين در منطقه کردستان که بيش از 2000 تن بودند، در ناحيه مرزي به مانور نظامي مبادرت ورزيدند. (تصاوير مربوطه و يک فيلم چند دقيقه‌اي ضميمه است)

4. ملاحظه مي‌شود که مبارزه ما يک مبارزه عادلانه و مردمي در سراسر ايران است که بيش از 90 درصد تمامي شهدا و زندانيان خلق را تقديم نموده و به همين مناسبت سازمان مجاهدين خلق ايران از محبوبيت فوق‌العاده‌اي در ميان توده‌هاي مردم برخوردار است.

مبارزه ما يک مبارزه تمام خلقي است که تمام اقشار و طبقات مردم ايران را در بر مي‌گيرد؛ از کارگر و دهقان گرفته تا استاد و دانشجو و کارمند و بازاري و روحانيون جوان و پرسنل مردمي ارتش و زنان خانه‌دار و دانش‌آموزان دبيرستان‌ها هر يک صفحات مبسوطي را در فهرست شهداي مقاومت به خود اختصاص داده‌اند...

ازآنجا که در سطح بين‌المللي نيز اکثر ملل و دول بر عدم مشروعيت اين رژيم از جمله در قطعنامه اخير مجمع عمومي ملل متحد درباره جنايات ضدبشري رژيم در ايران، که خوشبختانه رأي مثبت اتحاد شوروي در کميسيون سوم مجمع عمومي را نيز در برداشت گواهي داده‌اند...

از آنجا که اين رژيم به هيچ وجه رفرم‌پذير نبوده و هيج آلترناتيوي در درون آن وجود ندارد...

ازآنجا که بازگشت به رژيم سلطنتي پيشين نيز مطلقاً محال است؛ بنابراين آلترناتيو رژيم [بايد از اين مشخصات برخوردار باشد]:

اولاً: از درون نيروهاي انقلاب ضد سلطنتي ايران؛

ثانياً: از بيرون رژيم [امام] خميني؛

ثالثاً: داراي مشروعيت مبارزه با هر دو ديکتاتوري شاه و [امام] خميني؛

رابعاً: مجهز به سلاح و سازمان کارآمد نظامي و سياسي؛

خامساً: داراي پايه گسترده اجتماعي؛

سادساً: بايستي داراي برنامه مشخص سياسي و برنامه مشخص توسعه اقتصادي‌اجتماعي و داراي قدرت تضمين صلح (در جنگ خارجي با عراق) و تضمين حقوق اقليت‌هاي ملي و مذهبي بوده و باشد. (لطفاً به طرح‌هاي شوراي ملي مقاومت دربارة خودمختاري کردستان ايران و درباره رابطة دولت موقت با دين و مذهب که ضميمه است توجه کنيد)

سابعاً: با توجه به فرهنگ ويژه جامعه ايران و با توجه به سوء استفاده گسترده رژيم از چتر اسلام، آلترناتيو اين رژيم مي‌بايستي براي عامه مسلمانان مورد احترام بوده و داراي خصيصه اسلامي باشد. اما دقيقاً برخلاف [امام] خميني يک اسلام ترقي‌خواه و مردمي که مبشر صلح و دوستي و عدم دخالت در امور ديگران باشد.

ملاحظه مي‌شود که خصايص هفت‌گانه فوق که نه به تصادف، بلکه دقيقاً بر اساس قانونمندي‌هاي متقن تاريخي و اجتماعي استخراج شده و ويژگي‌هاي خاص تجربه ايران را منعکس مي‌کند همانا قابليت‌ها و سيماي ويژة تاريخي سازمان مجاهدين خلق ايران و آلترناتيو مورد نظر آن را تداعي مي‌کند.

ديکتاتوري مذهبي و قرون وسطائي رژيم ماقبل سرمايه‌داري که تنها به جنگ سرکوب و درآمد نفت متکي است، محققاً همچون ديکتاتوري کمپرادور شاه، محکوم به سرنگوني است به نحوي که با اطمينان مي‌توان گفت در کنگره بعدي حزب کمونيست اتحاد شوروي (کنگره بيست و هشتم)[جولاي 1990=خرداد 69] هيچ اثري از اين رژيم در ايران نخواهيم يافت.

ما به پيروزي مقاومت عادلانه مردم ايران در برابر رژيم همچون پيروزي شما در قبال فاشيسم هيتلري و در قبال ديکتاتوري تزاري يقين داريم.

اگر چه مردم ما هم اکنون روز‌هاي بسيار تيره و تاري را ـ که يکي از سياه‌ترين ادوار کل تاريخ آن‌هاست ـ سپري مي‌کنند. اجازه مي‌خواهم ضمن ابراز مجدد درود‌ها و تبريکات خود به مناسبت سال جديد و به مناسبت برگزاري بيست‌وهفتمين کنگره حزب کمونيست اتحاد شوروي و ضمن آرزوي موفقيت و سلامت براي شما و آرزوي خوشبختي و رفاه براي مردم شوروي، يک بار ديگر بر اهميت و ضرورت همدردي و همبستگي فراموشي‌ناپذير شما و حزب و ميهن کبيرتان با مقاومت مردم ايران، تاکيد کنم.

با ايقان به پيروزي مقاومت کبير مردم ايران براي صلح و آزادي و با تأکيد بر دوستي و همبستگي خلق‌هاي شوروي و ايران

26دسامبر1985

مسعود رجوي

 

ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی : 
 
آدرس پست الکترونیک : 
 
متن نظر :