ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

 ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

جریان شناسی نفاق

جریان شناسی نفاق

کتاب جریان شناسی نفاق به روایت تصویر

دهه 70 و 80

مجاهدين خلق به‌تنهايي توانايي سرنگوني دولت ايران را ندارد

مجاهدين خلق بهتنهايي توانايي سرنگوني دولت ايران را ندارد

برگرفته از: کتابخانه پارلمان استراليا

 

کتابخانه پارلمان استراليا به پارلمان اين کشور اطلاعات، تحليل و مشاوره ارائه مي‌دهد. «نايجل بروو» مدير بخش روابط خارجي، دفاع و امنيت اين کتابخانه در يک مقاله تحقيقاتي در تاريخ 16ژوئن2003 گزارشي درباره مجاهدين خلق ارائه کرد که به‌شرح ذيل است:

حمايت از مجاهدين خلق

مقدمه

يورش پليس فدرال استراليا (AFP) به خانه ‌استراليايي‌هاي ايراني‌تبار مظنون به عضويت در گروه مخالف ايراني مجاهدين خلق در ژوئن 2003 سؤالاتي را درباره توجيه چنين عملي برانگيخته؛ به‌خصوص اينکه فعاليت مجاهدين خلق در استراليا ممنوع نبوده است.

مجاهدين خلق بزرگ‌ترين گروه اپوزيسيون ايراني است که معمولاً به ‌نام سازمان مجاهدين خلق ايران MKO يا PMOI شناخته مي‌شود. اين گروه همچنين يک شاخه نظامي در عراق دارد که به ارتش آزاديبخش ملي معروف است.

سابقه

مجاهدين خلق در اواسط دهه 1960 با انشعاب از «نهضت آزادي ايران» تشکيل شد. فلسفه مجاهدين خلق، اصول اسلامي و مارکسيستي را درهم مي‌آميزد و هدف اصلي آن سرنگوني و جايگزيني دولت ايران با رهبري سکولار خودش است.

اين سازمان در اوايل دهه 1970 با رژيم شاه که دست‌نشانده آمريکا محسوب مي‌شد به جنگ مسلحانه پرداخت.

مجاهدين خلق در طول دهه 1970 به انجام چندين ترور عليه پرسنل نظامي و شهروندان غيرنظامي آمريکا در ايران و شرکت فعالانه در اشغال سفارت آمريکا در تهران در سال 1979 متهم شد. اين گروه در همان سال به براندازي حکومت شاه و استقرار رژيم شيعي جديد به‌رهبري آيت‌الله خميني کمک کرد.

مجاهدين خلق پس از اخراج از ايران در پاريس مستقر شد. اين گروه که در طول جنگ ايران و عراق از کشور عراق حمايت کرده بود، در سال 1987 بخش عمده عمليات خود را به اين کشور منتقل کرد و «ارتش آزاديبخش ملي» را تشکيل داد.

در پايان جنگ خليج[فارس] در سال 1991 گفته ‌شد که اين سازمان، به گارد رياست جمهوري عراق کمک کرده تا شورش اکراد و شيعيان را سرکوب کند؛ هرچند که خود مجاهدين هميشه اين اتهام را رد کرده است.

آمريکا در سال 1997 اين گروه را برمبناي جنايت عليه غيرنظاميان، در فهرست سازمان‌هاي تروريستي قرار داد. اگرچه غيرنظامي‌ها در نتيجه عمليات‌هاي مجاهدين خلق کشته شده‌اند؛ اما به‌نظر مي‌رسد مجاهدين خلق در فعاليت‌هاي خود، به‌دنبال کشتار جمعي و بي‌هدف همچون برخي گروه‌هاي تروريستي ديگر نبوده است.

مجاهدين خلق تاکنون سه‌ مرتبه براي بيرون آمدن از فهرست سازمان‌هاي تروريستي به دولت آمريکا (در سال‌هاي 1999، 2001 و 2003)  فرجام‌خواهي کرده و هربار در آن فهرست ابقا شده است. مجاهدين خلق به اعتراض عليه اين وضعيت ادامه مي‌دهد و در اين ميان حامياني از چهره‌هاي سياسي آمريکا همراهي‌اش مي‌کنند.

در جريانات منتهي به جنگ 2003 در عراق، گفته مي‌شد که اردوگاه‌هاي مجاهدين خلق در عراق مکان احتمالي براي اختفاي سلاح‌هاي غيرقانوني عراق هستند و ديگر اينکه ممکن است از مجاهدين/ارتش آزاديبخش براي دفاع از شهرهاي عراق عليه حملات به‌رهبري آمريکا مورد استفاده قرار گيرند.

فعاليتها و تاکتيکها

حملات مجاهدين خلق به‌طور گسترده در داخل ايران و عليه دولت ايران انجام شده‌اند. اکثر فعاليت‌هاي آن‌ها در خارج از ايران، ازجمله در استراليا، به راهپيمايي‌هاي سياسي و فعاليت‌هاي تبليغاتي و جذب حمايت مالي و نه فعاليت تروريستي متمرکز است.

استثناي درخورتوجه در اين‌ خصوص حملات هم‌زمان مجاهدين در آوريل 1992 به سفارتخانه‌هاي ايران در 11 کشور بود که به‌تلافي بمباران پايگاه‌هاي مجاهدين خلق توسط نيروي هوايي ايران در چند روز قبل از آن صورت گرفت. سفارت ايران در کانبرا تخريب شد و چند تن از کارمندان آن به‌شدت مجروح شدند.

اين حملات توانايي مجاهدين خلق در هماهنگي عمليات جهاني خشونت‌بار در مدت‌زماني کوتاه را آشکار ساخت و بار ديگر مجاهدين خلق را به صحنه جهاني کشاند. خشونت‌هاي ناگهاني حملات 1992 موجب خدشه به تصوير مجاهدين خلق به‌عنوان «مبارزان آزادي» شده و احتمالاً مردم را متقاعد ساخته که اين گروه واقعاً يک سازمان تروريستي است.

در حقيقت چنين فعاليت‌هايي عملاً در حوزه «خشونت با انگيزه‌هاي سياسي» قرار مي‌گيرد -آن‌گونه که توسط سازمان اطلاعات و امنيت استراليا به کار رفته و مي‌توانند يک رفتار تروريستي تحت «قانون جنايي 1995» را شکل دهند.

دفتر حفاظت از قانون اساسيِ آلمان  (BFV) متذکر شده که مجاهدين خلق درراستاي فعاليت‌هاي تبليغاتي خود اغلب اقدام به برقراري تماس با اعضاي پارلمان و مطلع‌کردن آنان از اهداف گروه، ترغيب حمايت سياسي و اثرگذاري بر مباحثات پارلماني درباره ايران مي‌کند. اطلاعات موجود نشان مي‌دهند که تماس‌هاي مشابهي نيز با نمايندگان پارلمان استراليا گرفته شده است.

اگرچه اعتقاد کلي بر آن است که مجاهدين خلق به‌تنهايي توانايي سرنگوني دولت ايران را ندارد و گفته مي‌شود بخش عمده‌اي از حمايت عمومي خود در ايران را به‌خاطر همراهي با عراق از دست داده؛ اما تلاش کرده توانايي خود براي انجام ترور، خرابکاري و ديگر حملات در ايران را نشان دهد. به‌همين ترتيب مجاهدين خلق تهديد جدي براي مسئولان ايران که هدف اصلي اين گروه هستند باقي ‌مانده است.

عضويت و رهبري

مجاهدين خلق ادعا مي‌کند از نيرويي با 30 هزار تا 50 هزار چريک مسلح درعراق بهره مي‌برد؛ اما احتمال داده مي‌شود اين عدد بين 15 هزار تا 20 هزار نفر باشد. حاميان مجاهدين در سراسر دنيا حضور دارند.

رهبر اصلي مجاهدين خلق و رئيس‌جمهور در تبعيد، زني به‌نام مريم رجوي است. مژگان پارسايي، از ديگر زنانِ مجاهدين، دبير کل سازمان است. گفته مي‌شود مسعود رجوي همسر مريم، مسئول شاخه نظامي است که يک‌سوم آن را زنان تشکيل مي‌دهند.

حضور سياسي

مجاهدين خلق عضو غالب ائتلاف سياسي گروه‌هاي اپوزيسيون ايراني،‌ معروف به شوراي ملي مقاومت ايران است که خود را دولت درتبعيد مي‌نامد و توسط مسعود رجوي هدايت مي‌شود.

شوراي ملي مقاومت ايران در سال 1981 تشکيل‌ شد. آن‌ها از حمايت محدود سياسي آمريکا بهره برده و دفاتري در اروپا و واشنگتن دارند. شوراي ملي مقاومت خواهان دولت سکولار براي ايران است که از برابري جنسيتي، تکثرگرايي سياسي و جدايي دين از حکومت دفاع مي‌کند. درحال‌حاضر حمايت مالي يا مادي از شوراي ملي مقاومت در استراليا غيرقانوني است.

پشتيباني و حمايت مالي

مجاهدين خلق مدعي است که از داخل و خارج از ايران حمايت مي‌شود. مسعود رجوي در مصاحبه‌اي در سال 1994 مدعي شد که کمک‌هاي اعطايي فقط در همان سال به 45ميليون‌دلار رسيده است.

مشخص شده که اين سازمان نيز اقدام به جمع‌آوري پول در پوشش سازمان‌هاي پناهندگان و مهاجران ايراني مي‌کند. در سال 2001 پس از آنکه مشخص شد 400هزاردلارِ آمريکا به يک سازمان پوششي مجاهدين خلق در امارات متحده عربي منتقل شده و در نهايت براي خريد سلاح به‌کار رفته است، هفت نفر در آمريکا دستگير شدند.

وضعيت کنوني مجاهدين خلق

مجاهدين خلق، هم در بريتانيا و هم در آمريکا، يک سازمان تروريستي ممنوعه است. اتحاديه اروپا اين سازمان را در مي 2002 به عنوان يک گروه تروريستي طبقه‌بندي کرد.

اين سازمان درحال حاضر در فهرست گروه‌هاي تروريستي استراليا و کانادا و سازمان ملل قرار ندارد؛ زيرا که قرارگيري در آن فهرست‌ها مستلزم ارتباط با طالبان يا القاعده است.

اما فهرستي در استراليا وجود دارد که طبق آن دارايي‌هاي مجاهدين خلق بايد مسدود شود. اين بدان معناست که طبق منشور قانون سال 1945 سازمان ملل و منشور قوانين سال 2002 سازمان ملل (تروريسم و رسيدگي به دارايي‌ها) از اواخر سال 2001 حمايت مالي از اين گروه غيرقانوني است. اين قوانين بر التزام استراليا تحت قطعنامه شماره 1373 شوراي امنيت سازمان ملل براي سرکوب تأمين مالي تروريسم صحه مي‌گذارند.

دلايل قطعي يورش اخير پليس فدرال استراليا به هواداران مجاهدين خلق مشخص نشده است. شايد اين واقعيت که در گزارش‌ها هيچ‌گونه خبري از دخالت سازمان اطلاعات و امنيت استراليا در اين يورش‌ها نبوده، حاکي از آن باشد که اين موضوع بيشتر جنبه جنايي دارد تا امنيتي.

از آنجا که حمايت مالي از مجاهدين خلق غيرقانوني است، احتمالاً يورش‌ها نيز بر همين مبنا بوده؛ به‌خصوص افرادي که بدان‌ها حمله‌ شده گفته‌اند که پليس از آنان پرسيده آيا پولي به خارج از کشور فرستاده‌اند يا خير.

اما اين‌طور گفته مي‌شود که اين اقدام ناگهاني عليه مجاهدين خلق به تفاهم‌نامه اخير با ايران و ديدار يک هيئت ايراني از استراليا چند هفته قبل از حملات مربوط است و نه به تروريسم؛ ولي دولت، سياسي‌بودنِ حملات را تکذيب کرده است.

اين احتمال وجود دارد که دولت در حال آماده‌شدن براي ممنوعيت فعاليت مجاهدين در استراليا تحت لايحه اصلاحي قانون جنايي (2003) باشد که درصورت تصويب، به دولت استراليا اجازه مي‌دهد گروه‌هايي مثل مجاهدين خلق را حتي درصورت نبودِ هرگونه طبقه‌بندي ازسوي سازمان ملل، در فهرست ممنوعه قرار دهد.

علي‌رغم سوابق خشونت‌بار مجاهدين خلق، به‌نظر نمي‌رسد اين گروه تهديدي جاري يا آتي براي استراليا داشته باشد و بنابراين جلب حمايت حزبي براي طبقه‌بندي آن به‌عنوان يک سازمان تروريستي در استراليا دشوار خواهد بود.

 

ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی : 
 
آدرس پست الکترونیک : 
 
متن نظر :