ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

 ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

جریان شناسی نفاق

جریان شناسی نفاق

کتاب جریان شناسی نفاق به روایت تصویر

دهه 70 و 80

مجاهدين خلق از تروريسم براي سرنگوني نظام ايران استفاده مي‌کند

مجاهدين خلق از تروريسم براي سرنگوني نظام ايران استفاده ميکند

به‌نقل از: اداره تحقيقات فدرال آمريکا

 

اداره تحقيقات فدرال آمريکا (FBI) در سال 2004 گزارشي مشروح از اطلاعاتي منتشر کرد که در طول تحقيقات جنايي درباره مجاهدين خلق -که در آن زمان در ليست سازمان‌هاي تروريستي خارجي قرار داشت- به‌دست آمده بود.

اين گزارش با معرفي کوته‌نوشت‌هاي مجاهدين از جمله «MEK»، «NCRI»، «NLA» وغيره شروع مي‌شود و در ادامه مي‌افزايد که «سازمان مجاهدين خلق در 8اکتبر1997 توسط وزارت خارجه آمريکا در فهرست سازمان‌هاي تروريستي قرار گرفت.»

در اين گزارش ضمن معرفي هدف مجاهدين خلق به‌عنوان «تلاش براي سرنگوني خشونت‌آميز نظام کنوني ايران» آمده است که «مجاهدين خلق تروريسم را ابزاري براي رسيدن به اين هدف مي‌دانند.»

«مجاهدين خلق در سال 1963 توسط اعضاي ناراضي جنبش آزاديبخش ايران تأسيس شد. هدف اين سازمان سرنگوني سلطنت شاه ايران محمدرضا پهلوي بود. در طول مبارزه براي سرنگوني شاه، مجاهدين خلق علناً مسئوليت اعمال تروريستي عليه شهروندان و منافع آمريکا را به‌عهده گرفت.»

اين گزارش در ادامه اعمال تروريستي گذشته مجاهدين خلق را به‌شرح زير گزارش مي‌کند:

1. ژوئن 1973، مجاهدين خلق مسئوليت ترور سرهنگ دوم لوئيس هاوکينز، شهروند آمريکاييِ مسئول پروژه‌هاي دفاعي در ايران، را به‌عهده گرفت.

2. مي 1975، مجاهدين خلق مسئوليت ترور افسران نيروي هوايي سرهنگ‌دوم پل شافر و جک ترنر، مسئول گروه مشاوره ارتش آمريکا در تهران را پذيرفت.

3. ژوئيه 1975، مجاهدين خلق حسن حسنان يکي از کارمندان سفارت آمريکا در تهران را به‌ضرب گلوله به‌قتل رساند.

4. اوت 1976، آدمکش‌هاي مجاهدين خلق با غافلگيري شهروندان آمريکايي ويليام سي کاترل، رابرت آر کرانگراد و دانلد جي اسميت را که با خودرو به‌سوي به محل کار خود در دوشان تپه تهران مي‌رفتند، به ‌قتل رساندند. هر سه نفر کارمند شرکت راکوِل اينترنشنال بودند.

5. دسامبر 1978، تروريست‌هاي مجاهدين خلق، شهروند آمريکايي پل گريم، مدير اجرايي شرکت تگزاکو را که به‌عنوان مدير شرکت خدمات نفتي ايران کار مي‌کرد، در خودرواش ترور کردند.

6. فوريه 1979، مجاهدين خلق در اشغال سفارت آمريکا در تهران شرکت کردند. اين رويداد با غارت ساختمان سفارت توسط مجاهدين خلق پايان يافت.

7. نوامبر 1979، مجاهدين خلق مجدداً در اشغال سفارت آمريکا در تهران شرکت کرد که به گروگان‌گيري چندين شهروند آمريکايي و اسارت آنان به‌مدت 14 ماه منجر شد.

8. ژوئن 1981، سازمان مجاهدين خلق اعتراضات وسيعي را عليه [امام] خميني به‌راه انداخت. اين گروه پس از تحمل خسارات سنگين، در ايران ممنوع اعلام شد.

9. اوت 1981، مجاهدين دفتر حافظ منافع ايران در واشنگتن را اشغال کرده و نُه نفر را گروگان گرفتند. بيش از 500هزار دلار به ساختمان خسارت وارد شد. بيست‌وچهار عضو مجاهدين خلق در ارتباط با اين واقعه دستگير شدند.

10. آوريل 1992، مجاهدين خلق به دوازده  ساختمان ديپلماتيک در ده کشور، ازجمله نمايندگي ايران در سازمان ملل حمله کرد.

11. اوت 1992، مجاهدين خلق مسئوليت حمله نارنجکي به خانه معاون نماينده استان لرستان در مجلس را به‌عهده گرفت.

12. نوامبر 1992، اعضاي مجاهدين خلق و هواداران ايران در فرودگاه «دالز» در نزديکي واشنگتن با يکديگر درگير شدند.

13. ژوئن 1993، مجاهدين خلق مسئوليت بمب‌گذاري‌ها در هشت خط لوله نفتي و پالايشگاه در غرب ايران را به‌عهده گرفتند.

14. نوامبر 1994، اعضاي مجاهدين خلق به خودروي يک ديپلمات ايراني در دانمارک حمله کردند.

15. آوريل 1995، اعضاي مجاهدين خلق در حمله به هواداران دولت ايران در فرودگاه لس‌آنجلس دخالت داشتند. آنان به ضرب‌وجرح متهم شدند و در دادگاه نيز حضور نيافتند. حکم تعقيب براي چندين تن از آنان صادر شد.

16. ژوئن 1998، مجاهدين خلق مسئوليت چندين بمب‌گذاري در ايران را به‌عهده گرفتند. بنابر گزارش‌ها اين بمب‌گذاري‌ها سه کشته و چند مجروح برجاي گذاشت.

17. ژوئن 1998، اعضاي مجاهدين خلق به وزارت خارجه آمريکا، دفتر نيروهاي ويژه امنيت ديپلماتيک و وزير خارجه ايران، کمال خرازي در نيويورک حمله کردند. چهار عضو مجاهدين خلق دستگير شدند. آنان در دادگاه حاضر نشدند و احکام فدرال براي آن‌ها صادر شد.

18. اوت 1998، تروريست‌هاي مجاهدين خلق اسدالله لاجوردي رئيس پيشين زندان اوين در ايران را ترور کردند. دو رهگذر بي‌گناه نيز در اين حمله، که در محل کار شخصيِ لاجوردي در بازار تهران رخ داد، کشته شدند.

19. فوريه 1999، مجاهدين خلق تلاش کرد محسن رفيق‌دوست، رئيس بزرگ‌ترين اتحاديه اقتصادي دولتي، بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي، را ترور کند.

20. آوريل 1999، شاهين قبادي سخنگوي مجاهدين خلق در فرانسه، مسئوليت ترور سرلشگر علي صيادشيرازي معاون ستاد کل نيروهاي مسلح ايران را به‌عهده گرفت.

گزارش سال 2004 FBI درباره مجاهدين خلق همچنين به فعاليت‌هاي تروريستي اين گروه تروريستي در زمان انتشار گزارش مي‌پردازد که از طريق شنود تماس‌هاي اعضاي اين گروه کشف شده‌اند.

«تحقيقات لس‌آنجلس مشخص کرده که مجاهدين خلق هم‌اينک به‌طور فعال در طراحي و اجراي فعاليت‌هاي تروريستي شرکت دارد. برنامه‌ريزي در پايگاه‌هاي مجاهدين خلق در عراق و مقر آن در اورسورواز در پاريس انجام مي‌شود. لس‌آنجلس به‌صورت مستمر چندين تماس تلفني را ضبط کرده که در آن رهبران مجاهدين خلق در مقر خود در فرانسه درباره فعاليت‌هاي خاص تروريستي ازجمله بمب‌گذاري بحث مي‌کنند. تحقيقات مشترک با دفتر تحقيقات [امنيت داخلي] فرانسه و پليس کلن آلمان حاکي از يافته‌هاي مشابه از شنودها در آلمان و فرانسه است.»

در اين گزارش همچنين به شيوه‌هاي جمع‌آوري پول توسط مجاهدين خلق و استفاده از حساب‌هاي کشورهاي مختلف براي پول‌شويي اشاره شده است.

«به‌علاوه، تحقيقات نشان داده که مجاهدين خلق در زمينه جلب حمايت مالي بسيار فعال است. در گذشته عمده پولي که جمع‌آوري مي‌شد از هسته‌هاي مجاهدين خلق در لس‌آنجلس و واشنگتن بود. اين پول از طريق فعاليت پيچيده پول‌شويي بين‌المللي، با استفاده از حساب‌هايي در ترکيه، آلمان، فرانسه، بلژيک، نروژ، سوئد، اردن و امارات متحده عربي به خارج از کشور منتقل مي‌شدند. جمع‌آوري پول توسط مجاهدين خلق به‌خاطر دستگيري‌هاي فوريه 2001 متوقف شد؛ اما تحقيقات لس‌آنجلس فاش ساختند که مجاهدين خلق مجدداً از فوريه2003 تلاش کرده عمليات جمع‌آوري پول در لس‌آنجلس را آغاز کند.»

اين گزارش مي‌افزايد که مجاهدين خلق از سه شاخه اصلي تشکيل شده:

1. «ارتش آزاديبخش ملي» (NLA) که شاخه نظامي  و عملياتي مجاهدين خلق است. NLA در عراق مستقر است و بيشترين تجهيزات نظامي و حمايت را از صدام حسين دريافت مي‌کند. مجاهدين خلق بيشتر يا تمام آموزش‌هاي تروريستي و عمليات خود را با استفاده از ارتش آزاديبخش و زير چتر حمايتي عراق انجام مي‌دهد.

2. يک شبکه حمايتي که در آمريکا و ديگر کشورهاي خارجي فعال است. اين شبکه هسته‌هاي سازمان‌يافته‌اي دارد که توسط کادر رهبري اعزامي به آمريکا -از عراق و فرانسه- هدايت مي‌شوند. اين شبکه حمايتي مسئول تبليغات، راهپيمايي‌ها، جذب حمايت مالي، نظارت و ارعاب هواداران و عوامل دولت ايران است. مقر اين شبکه در اورسورواز فرانسه است. تحقيقات مشترک بين لس‌آنجلس و پليس کلن آلمان نشان داد که هسته مجاهدين خلق در کلن تعداد زيادي دوربين ديد در شب را از يک فروشگاه لوازم ورزشي در کلن تهيه کرده است. پول لازم براي اين وسايل از طريق طرح جعلي خيريه عمومي و با استفاده از کودکاني داراي هويت‌هاي چندگانه به‌منظور درخواست چک‌هاي خيريه مختلف به ‌دست آمده بود. اسناد ضبط‌شده
از يکي از مکان‌هاي تفتيش‌شده در لس‌آنجلس نشان داد که مبالغ جمع‌آوري شده در اين شهر براي خريد سيستم‌هاي جي‌پي‌اس هزينه شده. اين ابزار براي افزايش دقت حملات خمپاره‌اي در تهران خريداري شده بودند. به بخشي که مسئوليت جمع‌آوري پول در لس‌آنجلس را برعهده داشت «مالي‌اجتماعي» مي‌گفتند.

3. شاخه سياسي «شوراي ملي مقاومت ايران» ناميده مي‌شود. اين گروه اخيراً نتوانست طبقه‌بندي‌اش به‌عنوان گروه تروريستي خارجي را در دادگاه فدرال به چالش بکشد. اين شورا در واشنگتن و لس‌آنجلس بسيار فعال است. شوراي ملي مقاومت عمدتاً در لابي سياسي، تبليغات، راهپيمايي‌ها و موضوعات حقوقي مرتبط با مجاهدين خلق فعاليت دارد. اين سازمانِ دائماً شاکي، دفتري در واشنگتن دارد و مقر خود را با دفتر اصلي مجاهدين خلق در «فالز چرچ» ويرجينيا ادغام کرده است. اين سازمان به‌طور مداوم با اعضاي بي‌خبرِ کنگره، تحت عنوان
موضوعات حقوق بشري در ايران، لابي مي‌کند.

تحقيقات نشان داده است که عوامل مجاهدين خلق در آمريکا بسيار سازمان‌يافته هستند و مستقيماً از مسعود و مريم رجوي، رهبران مجاهدين خلق در عراق، دستور مي‌گيرند. اين عوامل در آمريکا در دو گروهِ شبکه حامي مجاهدين خلق و در شوراي ملي مقاومت جاي مي‌گيرند. در لس‌آنجلس، شاخه حمايتي براي مجاهدين خلق اولويت دارد و شوراي ملي مقاومت نقش محدودي ايفا مي‌کند. مي‌توان گفت اکثرِ- اگر نگوييم تمام- رهبران مجاهدين خلق مبارزان پيشين ارتش آزاديبخش هستند که به رده‌هاي رهبري ارتقا يافته و سپس به شاخه‌هاي حمايتي مختلف، مثل هسته لس‌آنجلس، منتقل مي‌شوند.

رهبر کلِ مجاهدين خلق درحال‌حاضر مسعود رجوي است. همسرش مريم رجوي نيز در کادر رهبري مجاهدين خلق است. اعضا و هواداران و حاميان مجاهدين خلق وفاداري متعصبانه و تقريباً فرقه‌گونه‌اي به رجوي‌ها دارند. مجاهدين خلق در بسياري از شهرهاي آمريکا، ازجمله لس‌آنجلس، از طريق يک دفتر مرکزي به‌نام «کانون» عمل مي‌کند. اين پايگاه توسط هدايت‌کننده هسته مجاهدين اداره مي‌شود. آخرين مسئول هسته در لس‌آنجلس «رويا رحماني» بود که به‌نام «خواهر تهمينه» شناخته مي‌شد. او همراه با شش مسئول ديگر مجاهدين خلق در فوريه 2001 در لس‌آنجلس دستگير شد.

همان‌طور که پيش‌تر گفته شد، مجاهدين خلق، به سه شاخه تقسيم مي‌شود. اين شاخه‌ها توسط رهبر عالي مجاهدين خلق مسعود رجوي کنترل و هدايت مي‌شوند. رجوي تا سال 2003، هنگامي که آمريکا به عراق حمله کرد، به‌طور مستمر از آن کشور مجاهدين را رهبري مي‌کرد. هنوز هم رجوي رهبري اين سازمان را به‌عهده دارد. اعضاي مجاهدين خلق، رجوي را يک شخصيت مذهبي «آسماني»  و مصمم به مبارزه براي رسيدن به قدرت در ايران مي‌دانند. ناظران خارجي اين مبارزه را بيهوده مي‌دانند؛ اما اعضا و هواداران اين گروه با نوعي خوش‌بيني متعصبانه به آن مي‌نگرند. رجوي از مقر خود در اورسورواز براي تماس با دنياي غرب و هسته‌هاي حامي‌اش در کشورهاي مختلف غربي استفاده مي‌کند.

ارتش آزاديبخش ملي با ساختار فرماندهي هميشه متغيري اداره مي‌شود، که در آخر بايد به رجوي پاسخگو باشد. از مريم رجوي به‌عنوان «رئيس‌جمهور منتخب» ياد مي‌شود؛ اما منابع يادآور شده‌اند که علت اين امر فريب‌دادن جنبش‌هاي سياسي ليبرال در اروپا و آمريکا بوده که از زمان طبقه‌بندي مجاهدين خلق توسط وزارت خارجه آمريکا و اتحاديه اروپا به‌عنوان يک سازمان تروريستي و دستگيري مريم رجوي در فرانسه در ژوئن 2003 بسيار محدود شده است. رجوي از گروهي به‌نام «شورا» براي قانون‌گذاري و اجراي سياست‌هاي مجاهدين خلق استفاده مي‌کند. نشست‌هاي اين گروه در بغداد در مکاني برگزار مي‌شد که صدام حسين به آن‌ها داده بود. باتوجه ‌به اينکه نيروهاي مجاهدين خلق تحت کنترل نيروهاي ائتلاف و آمريکايي در پايگاه اشرف است، نشست‌هاي شورا بايستي در اين پايگاه برگزار شوند. گزارش منابع نشان مي‌دهند که اين شورا ظاهرسازي براي دولت‌هاي غربي است و ديگر اينکه سياست‌هاي مجاهدين خلق اختصاصاً توسط رجوي تعيين مي‌شوند.

گزارش‌ها در گذشته نشان داده‌اند که صدام حسين از مجاهدين خلقِ رجوي به‌عنوان يک نيروي کمکي يا جايگزين براي سرکوب شورش شيعيان و اکراد عراق استفاده کرده است.

تحقيقات در لس‌آنجلس نشان داده که فرماندهي و کنترل مجاهدين خلق ساختاري متمرکز دارد که از هسته‌هاي «شبه کمونيستي» تشکيل شده که قبل از هرگونه اقدامي بايد مستقيماً به فرمانده ارشد خود پاسخ دهند. بنابراين تأييد اقدامات مستقل از سوي اعضاي مجاهدين خلق در لس‌آنجلس به‌کندي صورت مي‌گيرد، در‌حالي‌که دستورات از سوي عراق يا اورسورواز به‌سرعت اِعمال مي‌شوند. يک نمونه از اين امر در طول «عمليات پول شرقي» مشاهده شد که طي آن رهبري مجاهدين خلق به عراق فراخوانده شد و به او دستور دادند که «کانون» لس‌آنجلس را تعطيل کند. اين دستور روز دوشنبه به مجاهدين رسيد و روز شنبه بود که آنان «کانون» را تعطيل و وسايلشان را جمع کردند و در حال تهيه بليط هواپيما به مقصد اروپا بودند که FBI آن‌ها را دستگير کرد. برعکس، هسته مجاهدين در لس‌آنجلس طي تماس تلفني با اورسورواز در اکتبر 2000 شيوهاي جديد براي جمع‌آوري پول پيشنهاد کرد که تا فوريه2001 و قبل از دستگيري پاسخي دريافت نکردند.

سفر مجاهدين خلق

اعضاي مجاهدين خلق در گذشته و تا قبل از دستگيري‌ها در پاريس و حمله آمريکا به عراق به‌طور دائم از اروپا به عراق سفر مي‌کردند. رهبراني همچون ابوالقاسم رضايي يا «برادر حبيب» و محمد محدثين، معروف به «برادر بهنام» به‌طور منظم حداقل هر سه‌ماه يک‌بار بين عراق و اورسورواز در رفت‌وآمد بودند. مسير مسافرت آنان معمولاً از فرودگاه بين‌المللي شارل دوگل به امّان، پايتخت اردن و از آنجا از راه زميني به بغداد بود.

اعضا و هواداران مجاهدين خلق اغلب با هويت جعلي سفر مي‌کنند و معمولاً از هواداران مجاهدين خواسته مي‌شود گذرنامه اروپايي يا آمريکايي خود را دراختيار آن‌ها قرار دهند تا ساير اعضاي شبيه به آنان از آن مدارک استفاده کنند.

طرحهاي پيشبينيشده مجاهدين خلق

گزارش لس‌آنجلس نشان داده که طبقه‌بندي مجاهدين خلق در اروپا و آمريکا به‌عنوان يک سازمان تروريستي خارجي بيش از هرچيزي در مباحثات رهبران مجاهدين جاي دارد. به‌علاوه، مجاهدين در تلاش است با ارائه اطلاعاتي درباره برنامه تسليحات هسته‌اي ايران خود را به غرب نزديک کند. اين اطلاعات هدف دوسويه دارد: اول اينکه با ايجاد اختلال در دولت کنوني ايران به ‌پيش‌بردن آرمان مجاهدين کمک مي‌کند و دوم اينکه در تلاش است مجاهدين خلق را متحد آمريکا و جايگزين احتمالي دولت ايران نشان دهد. از همين رو است که خود را «دولت در تبعيد» مي‌نامند. مجاهدين خلق با اين نوع اطلاع‌رساني، تلاش مي‌کند نزد دولت‌هاي غربي مشروعيت کسب کند و درعين‌حال درصدد است در دولت ايران اختلال ايجاد نمايد.

در طول جنگ اول خليج [فارس] در سال1991، مجاهدين خلق در پايگاه‌هاي خود آسوده‌خاطر نشستند و به‌خاطر موقعيت جغرافيايي که داشتند  مورد تهاجم نيروهاي درحال پيش‌روي آمريکا قرار نگرفتند. با طبقه‌بندي مجاهدين به‌عنوان سازماني تروريستي در سال1997 در آمريکا، سپس در سال2001 در اتحاديه اروپا، اوضاع آن‌ها متفاوت شده است. گزارش‌هاي منابع، حاکي از آن است که مجاهدين بيم آن داشتند که مورد حمله نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريکا قرار بگيرند و پايگاهشان تخريب و نيروهاي ارتش آزاديبخش دستگير شوند. مسعود رجوي، با پيش‌بيني حمله آمريکا، پا به فرار گذاشت و توسط نيروهاي ائتلاف و آمريکا دستگير نشد.

اعتقاد بر آن است که مجاهدين خلق صرفاً به‌خاطر تهاجم آمريکا به عراق به منافع اروپا و آمريکا حمله نخواهد کرد؛ اما ممکن است هنوز در تلاش باشد که اعمال تروريستي با هدف ضربه‌زدن به منافع ايران در اروپا و آمريکا را طراحي کند. برمبناي گزارش مأمور نفوذي در لس‌آنجلس، هرگونه طرحي در اين جهت بسيار آشکار خواهد بود و مي‌توان آن را جهت خنثي‌سازي‌شان انجام داد.

به‌علاوه، مجاهدين خلق هنوز هم عمليات دروغ‌پراکني در آمريکا و اروپا را دنبال مي‌کند. لابي‌کنندگان مجاهدين خلق به‌طور منظم کنفرانس خبري برگزار ‌ و اطلاعات نادرستي درباره دولت
کنوني ايران ارائه مي‌کنند که براي اثرگذاري بر رسانه‌ها و دولت‌هاي غربي طراحي گرديده است. تاکتيک ديگري که مجاهدين خلق به‌کار مي‌برد، دروغ‌پراکني درباره اعضاي سابق و شاهداني است که براي شهادت و سخن‌گفتن از مجاهدين خلق پا پيش مي‌گذارند. مجاهدين خلق اين شاهدان و اعضاي پيشين را عوامل دولت ايران معرفي مي‌کند.
نهادهاي اطلاعاتي غربي اين نوع گزارش‌ها را اغلب واقعي مي‌دانند و به‌عنوان اخبار محرمانه بازنشر مي‌کنند. اين امر موجب سرخوردگي بازرسين جنايي مي‌شود که درصدد مصاحبه و احتمالاً دعوت از اعضاي سابق براي شهادت هستند.

گزارش منابع در رابطه با اين تاکتيک خاص و تحقيقات مشترک FBI/DST نشان داده اين مطلب درباره مسعود طيبي صدق مي‌کند. وي گزارش داده بود که سلاح‌هاي شيميايي صدام حسين در پايگاه‌هاي مجاهدين خلق نگهداري مي‌شود. از همين تاکتيک عليه يکي از شهود در «عمليات پول شرقي» استفاده شد. وي اکنون به‌واسطه برنامه «فدرال حمايت از شاهدعيني» تحت حمايت دولت است.

تحقيقات لسآنجلس

عمليات رويکرد شرقي: اين تحقيقات به دستگيري چندين نفر و تفتيش از يک حلقه بزرگ و پيچيده قاچاق انسان منتهي شد که با استفاده از اسناد هويتي جعلي و فرم درخواست شهروندي هزاران تبعه ايراني را به آمريکا قاچاق کرده بود. مشخص شد که برخي از اين ايرانيان اعضاي مجاهدين خلق بودند. بهرام طباطبايي، سرحلقه اين گروه، در اکتبر1999 طبق قانون
18 U.S.C. § 2339B (فراهم‌آوري حمايت مادي براي يک سازمان تروريستي) متهم شناخته شد.

اين تحقيقات در مرحله نهايي است. تعدادي از اعضا و هواداران مجاهدين خلق هنوز در بازداشت اداره مهاجرت آمريکا هستند. اين اداره درحال انجام مقدمات اخراج برخي از حاميان مجاهدين خلق است. محمد محسني اينک ممکن است دوباره تحت بازداشت فدرال قرار گيرد؛ اين حلقه قاچاق، مرتبط با بهرام طباطبايي منحل شده است. مرتضي آقاوالي و شکوه موسوي‌نسب در تحقيقاتي جداگانه تحت بازجويي هستند.

عمليات پول شرقي: تحقيقات لس‌آنجلس طرح جعلي مجاهدين خلق را آشکار کرد. در اين طرح بااستفاده از صندوق خيريه‌اي به‌نام «کميته حقوق بشر» جمع‌آوري پول براي ارتش آزاديبخش ملي را مخفي مي‌کردند. مبناي اين کلاهبرداري اين بود که اعضا و هواداران مجاهدين خلق خود را به‌عنوان گروهي غيرانتفاعي متشکل از پزشکان و پرستاراني نشان مي‌دادند که براي کودکان گرسنه پناهنده ايراني پول جمع مي‌کردند. آنان سپس پول را به حساب‌هايي در ترکيه مي‌فرستادند که با استفاده از حلقه پول‌شويي ماهرانه‌اي به عراق منتقل مي‌شد تا صرف فعاليت‌هاي تروريستي مجاهدين خلق شود. از اين حساب‌هاي بانکي در ترکيه، يک گروه پوششي ديگر از مجاهدين خلق به‌نام «شوراي نظارت بر حقوق بشر ايران» در واشنگتن کشف شد. بدين ترتيب تحقيقات مشترک لس‌آنجلس و دفتر شاخه واشنگتن (WFO) آغاز شد که به کلن و پاريس منتهي گرديد. بخش آلمانيِ اين پرونده در دسامبر 2001 و بخش فرانسه آن در ژوئن 2003به سرانجام رسيد و طي آن 165 عضو و هوادار مجاهدين خلق دستگير و 17نفر آنان به خشونت تروريسم متهم شدند.

تحقيقات در لس‌آنجلس به دستگيري هفت  نفر و تفتيش از پنج رهبر مجاهدين خلق و منازل آنان- ازجمله کانون مجاهدين خلق در لس‌آنجلس- انجاميد. اين تحقيقات به روشن شدن 59 نمونه تخطي از قانون 18 U.S.C. § 2339B (فراهم‌آوردن حمايت مادي براي يک سازمان تروريستي) منجر شد. اين اتهامات اخيراً ملغي شدند؛ چراکه قاضي فدرال آمريکا «تاکاسوگي» دريافت که کل مقررات خلاف قانون اساسي بوده است. اين تصميم در سپتامبر 2003 صورت گرفته و هنوز تصميم نهايي در اين‌باره اتخاذ نشده است.

عمليات شکارچي شير: لس آنجلس از 26آوريل2001 درحال تحقيق درباره تلاش‌هاي مجاهدين خلق براي بازگشايي هسته لس‌آنجلس بوده که پيش‌تر منحل شده بود. يکي از شاهدان همکار گزارش‌داده که رهبري مجاهدين خلق از طريق پايگاه اروپايي خود در فرانسه، از او خواسته تا در لس‌آنجلس به جمع‌آوري اطلاعات بپردازد تا مجاهدين بتوانند از آن در طراحي عمليات در سراسر دنيا استفاده کنند.

شاهد همکار ارتباط خود را با علي‌اکبر حقيقي معروف به سيد و برادر مسلم و محمود کلمور معروف به برادر رضوان در فرانسه، در رابطه با عمليات مجاهدين خلق در لس‌آنجلس حفظ کرده است. شاهد همکار، حقيقي را يکي از عالي‌رتبه‌ترين اعضاي واحد اطلاعاتي مجاهدين خلق در خارج از مقرِ عراق معرفي کرده است. حقيقي موافقت کرده بود که هر ماه براي خدمات شاهد همکار به او دستمزد بدهد. شاهد همکار تا امروز 19500 دلار از مجاهدين خلق دريافت کرده و البته آن را به‌عنوان مدرک به FBI تحويل داده است.

شاهد همکار تا هنگام حمله پليس فرانسه به اورسورواز در ژوئن 2003 هفته‌اي سه تماس يا بيشتر با حقيقي و کلمور را ضبط مي‌کرد. در طول مکالمات، حقيقي و کلمور به تلاش‌هاي درخورتوجهي براي جمع‌آوري اطلاعات توسط مجاهدين خلق در لس‌آنجلس اشاره کرده‌اند. حقيقي همچنين مجاهدين خلق را به انجمن الموت، يک گروه ايراني افراطي در لس‌آنجلس به‌رهبري حميد ساماني، يکي از هواداران مجاهدين خلق، متصل کرده است.

شاهد همکار براي ملاقات با حقيقي، کلمور و ابراهيم ذاکري رئيس بخش اطلاعاتي مجاهدين خلق که اکنون فوت کرده است به پاريس سفر کرد. حقيقي و کلمور اطلاعاتي درباره برنامه‌هاي آتي مجاهدين خلق براي جمع‌آوري اطلاعات و جذب حمايت مالي در آمريکا و اروپا و نيز احتمال حمله آمريکا به عراق به شاهد همکار ارائه مي‌کردند.

اين تحقيقات همچنين نشان داده است که مجاهدين خلق در ازاي استفاده از پايگاه‌هاي عراق دستور داشتند از طريق منابع‌ خود در سراسر جهان اطلاعات مرتبط با عراق را گردآوري کنند.

شاهد همکار همچنين اطلاعات ارزشمندي درباره فعاليت‌هاي محمد محدثين مسئول امور خارجي مجاهدين خلق و ابوالقاسم رضايي مسئول بخش اطلاعاتي اين سازمان در اورسورواز به‌دست آورده است.

FBI و DST فرانسه برمبناي اين گزارش و همچنين تحقيقات قبلي WFO و رايزن قانوني FBI در پاريس تحقيقات مشترک بلندمدتي را آغاز کردند. DST هدف خود را انحلال کامل پايگاه مجاهدين خلق در اورسورواز اعلام کرد. DST در طول ملاقات اعلام کرد که سفر پيش‌روي شاهد همکار از لس‌آنجلس به پاريس مي‌تواند به تحقيقات DST و انحلال مجاهدين در اورسورواز بسيار کمک کند.

DST در 17ژوئن2003 عمليات بزرگي را انجام داد که طي آن مقر مجاهدين خلق در اورسورواز تفتيش و 165 مجوز بازداشت تحقيقاتي صادر شد. همچنين 25 نفر دستگير و 17 اتهام بين‌المللي نيز صادر شد. بازپرسي مشترک و مستمري طراحي شده تا اين پرونده همچنان پس از سپتامبر 2003 بررسي شود؛ چرا که فرانسوي‌ها زمان لازم دارند تا بازپرسي را تکميل و نتايج را قبل از تحقيقات مشترک ارزيابي نمايند.

تحقيقات مشترک، پليس فدرال استراليا

FBI و پليس فدرال استراليا تحقيقات مشترکي را درباره يک عضو شناخته‌شده مجاهدين خلق به‌نام محمدرضا مرسلي‌مرکيا و افراد مرتبط با او انجام دادند. مشخص شده بود که او با عليرضا محمدمرادي در لس‌آنجلس نقل‌وانتقال مالي داشتند. پول بين اين دو نفر و سپس بين شبکه پيچيده پول‌شويي مجاهدين خلق در اروپا انتقال مي‌يافت.

مأموران ويژه لس‌آنجلس در مي 2003 به استراليا سفر کردند و در تفتيش محل اقامت مرسلي و افراد مرتبط با او شرکت کردند. اسنادي که در اين محل يافت شد تحقيقات FBI در لس‌آنجلس را مستقيماً به تحقيقات پليس فدرال استراليا درباره مجاهدين خلق مرتبط ساخت. گروه مجاهدين خلق در استراليا در زمان «عمليات پول شرقي» و طي تماس تلفني با هسته مجاهدين خلق در لس‌آنجلس و مقر اين سازمان در اورسورواز شناسايي شد. اخيراً در نوامبر 2004 از ورود مرسلي‌مرکيا  به آمريکا جلوگيري شد و او را هنگام رسيدن به واشنگتن به استراليا ديپورت کردند.

 

تحقيقات مشترک سرويس امنيتي/پليس سوئد

پليس ملي و سرويس امنيتي سوئد به دفتر FBI در کپنهاگ براي همکاري در تحقيقات لس‌آنجلس درباره مجاهدين خلق ابراز تمايل کرد. FBI تحقيقات مقدماتي مشترکي را انجام داده و حداقل يک نامه پيشنهاد بين‌المللي را درباره مجاهدين خلق با سوئد ردوبدل کرده است.

معاهدات همکاري دوجانبه و نامه پيشنهاد همکاري

درحال‌حاضر، لس‌آنجلس با دفتر دادستان آمريکا در حوزه مرکزي کاليفرنيا در تماس است تا بتواند با استفاده از ابزار حقوقي و طبق پروتکل‌هاي وزارت دادگستري آمريکا سوابق مالي عمليات پول‌شويي بين‌المللي مجاهدين خلق را از کشورهاي مختلف به‌دست آورد. اين تلاش‌ها دربرگيرنده نامه‌هاي پيشنهادي به سوئد، نروژ، آلمان، ترکيه، اردن و معاهده همکاري حقوقي دوجانبه با فرانسه است.

لس‌آنجلس تا اين تاريخ اطلاعاتي را از تمام کشورهاي فوق دريافت کرده و در حال تحليل داده‌هاي دريافتي است. اطلاعات رسيده از ترکيه مستقيماً در اقرارنامه بازداشت‌هاي «عمليات پول شرقي» به‌کار گرفته شد. انتظار مي‌رود که معاهده همکاري دوجانبه با ايتاليا نيز منعقد شود تا بتوان در نشست دسامبر 2004 با بازرسان ضدتروريستي ايتاليايي رسماً خواستار اطلاعاتي شد که براي هر دو طرف مفيد واقع خواهند شد.

تحقيقات عراق

در آوريل 2004 يک تيم FBI از عراق بازگشت. اين تيم در عراق براي مصاحبه با 175 عضو و جداشده از مجاهدين خلق به اردوگاه اشرف رفته بود. اين مصاحبه‌ها اطلاعات ارزشمندي از اعضا و جداشده‌هاي مجاهدين خلق به‌همراه داشت. طي اين مصاحبه‌ها FBI توانست تعدادي را راضي به اداي شهادت کند؛ به‌خصوص يکي از اين شاهدان به آمريکا بازگشت. اين شاهد اينک به‌طور کامل تخليه اطلاعاتي شده و انتظار مي‌رود در محاکمه رهبران مجاهدين در لس‌آنجلس شهادت دهد و ممکن است در موقعيتي باشد که درصورت درخواست از طريق معاهده همکاري بين‌المللي حتي در اروپا نيز شهادت دهد.

درحال‌حاضر مشخص شده است تعدادي از شهروندان آمريکا به‌عنوان عضو مجاهدين خلق در عراق هستند. اين افراد درحال‌حاضر در انتظار محاکمه هستند و ممکن است در آينده نزديک براي محاکمه به آمريکا برگردانده شوند. FBI يک بانک اطلاعاتي از تمام اعضاي شناخته‌شده مجاهدين خلق در اشرف تشکيل داده است. اين پايگاه‌داده نيز
درصورت درخواست از طريق معاهده همکاري در دسترس است.

اين گزارش با راهنماي مشتمل بر نمونه سؤالات دسته‌بندي‌شده بر اساس نوع بازداشتي، درس‌هاي گرفته شده از مصاحبه‌هاي گذشته و سوابق و مطالب موجود درباره ايدئولوژي مجاهدين خلق که مي‌توانند در مصاحبه‌هاي آتي با اعضاي بازداشتي اين سازمان در عراق سودمند باشند پايان مي‌يابد.

 

ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی : 
 
آدرس پست الکترونیک : 
 
متن نظر :