ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

 ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

جریان شناسی نفاق

جریان شناسی نفاق

کتاب جریان شناسی نفاق به روایت تصویر

ماهیت فرقه‌‌ای

ايراني‌ها در نفرت از مجاهدين خلق متحد هستند

ايرانيها در نفرت از مجاهدين خلق متحد هستند

به‌نقل از: کنسولگري آمريکا در دبي

 

کنسول‌گري آمريکا در دبي پس از نظرسنجي از تعدادي از ايرانيان در کشورهاي مختلف، گزارشي از بيزاري مردم ايران از اين گروه را در مي 2010 منتشر کرد.

چکيده

نتايج يک نظرسنجي از مردم عادي و تحليل‌گران ايران در داخل و خارج از کشور نشان مي‌دهد که مجاهدين خلق از هيچ محبوبيت چشمگيري در ايران برخوردار نيست. پاسخ‌دهندگان تاجائيکه با مجاهدين خلق آشنا هستند شديداً از اين گروه ابراز انزجار مي‌کنند. اين انزجار عمدتاً به‌خاطر هم‌پيماني اين گروه با صدام حسين درطول جنگ هشت‌ساله ايران و عراق بود. تمام ايراني‌هايي که در اين نظرسنجي شرکت کردند التزام مجاهدين خلق به آرمان‌هاي دموکراسي و حقوق‌بشر را باور نمي‌کنند. حتي گروه‌هاي اپوزيسيون سرسخت و اقليت‌هاي مذهبي ازقبيل بهايي‌ها مي‌گويند که دولت فعليِ ايران را به يک دولت مرتبط با مجاهدين خلق ترجيح مي‌دهند. بسياري از پاسخ‌دهندگان ايراني معتقدند کوچک‌ترين نشانه‌اي از حمايت دولت آمريکا از مجاهدين خلق آسيب جدي به محبوبيت دولت آمريکا در ميان مردم ايران حتي ايراني‌هاي مخالف دولت فعلي ايران وارد مي‌کند. علاوه‌برآن سبب احساسات ضدآمريکايي و تقويت احتمالي تندرويان ايراني مي‌شود.

 موضوع: نظر مردم ايران درباره مجاهدين خلق

1. يادداشت: گزارشي که درادامه مي‌آيد طبق مصاحبه‌هاي ناظران ايران در وزارت خارجه و مأموران کنسولگري‌ها در ايستگاه‌هايي است که به‌طور منظم با ايراني‌ها درارتباط بوده‌اند. اين ايستگاه‌ها در آنکارا، باکو، برلين، دبي و استانبول مستقر بوده است.

2. خلاصه: نتايج يک نظرسنجي از مردم عادي و تحليل‌گران ايران در داخل و خارج از کشور نشان مي‌دهد که سازمان مجاهدين خلق از هيچ محبوبيت چشمگيري در ايران برخوردار نيست. پاسخ‌دهندگان تاجايي‌که با مجاهدين خلق آشنا هستند شديداً از اين گروه ابراز انزجار مي‌کنند. اين انزجار عمدتاً به‌خاطر هم‌پيماني اين گروه با صدام حسين درطول جنگ هشت‌ساله ايران و عراق بود. تمام ايراني‌هايي که در اين نظرسنجي شرکت کردند التزام مجاهدين خلق به آرمان‌هاي دموکراسي و حقوق بشر را باور نمي‌کنند. حتي گروه‌هاي اپوزيسيون سرسخت و اقليت‌هاي مذهبي ازقبيل بهايي‌ها مي‌گويند که دولت فعلي ايران را به يک دولت مرتبط با مجاهدين خلق ترجيح مي‌دهند. بسياري از پاسخ‌دهندگان ايراني معتقدند کوچک‌ترين نشانه‌اي از حمايت دولت آمريکا از مجاهدين خلق آسيب جدي به محبوبيت دولت آمريکا در ميان مردم ايران حتي ايراني‌هاي مخالف دولت فعلي وارد مي‌کند؛ علاوه‌برآن سبب احساسات ضدآمريکايي و تقويت احتمالي تندرويان ايراني مي‌شود.

3. مجاهدين خلق - پيشينه: مجاهدين خلق يک گروه اسلامي‌مارکسيستي است که در دهه 1960 باهدف براندازي خشونت‌آميز رژيم پهلوي شکل گرفت. مجاهدين‌خلق يکي از سازمان‌هاي محبوبي است که در آغازين روزهاي انقلاب 1979 پديدار شد. افزايش استيلاي عناصر مذهبي درحمايت از آيت‌الله خميني پس از انقلاب اين گروه را به‌تدريج از حاکميت خارج و نهايتاً منجر به خروجش از ايران در اوايل 1980 شود. مجاهدين خلق از عراق به‌عنوان پايگاه خود استفاده مي‌کند. اين گروه در اواخر جنگ ايران و عراق، عليه مواضع نظامي ايران حملاتي صورت داد. سپس در زمان آتش‌بس ايران و عراق در سال 1988 به حملات خود عليه رهبري ايران ادامه داد. اين حملات تا زمان عمليات آزادسازي عراق در سال 2003 ادامه داشت. هواداران مجاهدين خلق درحال‌حاضر ادعا مي‌کنند که اين گروه خشونت را کنار گذاشته و به‌دنبال يک ايران سکولار و دموکراتيک است؛ ولي خرده‌گيران آن مدعي هستند اين گروه بيشتر يک فرقه شخصيتي است که از سال 1979 حول رهبري تغييرناپذير قرار دارد تا يک جنبش سياسي محبوب. تعداد اعضاي اين گروه در کمپ اشرف به چندهزار نفر مي‌رسد. اين افراد غالباً يا اعضاي قديمي مربوط به نسل اول دهه 1970 هستند يا ايراني‌هاي جوان‌تري که از اقليت‌هاي قومي ازقبيل بلوچي‌ها هستند. ازآنجايي که مجاهدين خلق از سال 2003 حمايت دولت عراق را از دست داده به درآمدزايي در اروپا و از طريق سازمان‌هاي پوششي متنوعي روي آورده است. آن‌ها از تنفر از جمهوري اسلامي براي کسب درآمد استفاده مي‌کنند.

4. ناظران ايران در وزارت خارجه و مأموران کنسولي در ايستگاه‌هاي اصلي (آنکارا، باکو، برلين، دبي و استانبول) که به‌طورمنظم با ايراني‌ها ارتباط گرفته‌اند در ژانويه و فوريه 2011 از مخاطبان ايراني و متقاضيان رواديد خواستند نظرات خود را درباره مجاهدين خلق بگويند.

5. پس از گفتگو با صدها ايراني، تقريباً تمام آن‌ها يک‌صدا از مجاهدين خلق ابراز بيزاري کردند. واکنش آن‌ها يا توهين بود يا بي‌علاقگي و پاسخ‌هاي آن‌ها حاکي از نبودِ حمايت مردمي از اين گروه در بين مردم ايران است. نبود حمايت از سوي افراد مسن‌تر بيشتر به‌خاطر حمايت مجاهدين خلق از صدام حسين در زمان جنگ ايران و عراق بود. جوان‌ترها نيز که اکثريت پاسخ‌دهندگان را شکل مي‌دادند خيانت‌هاي مجاهدين خلق در حمايت از عراق در دوران جنگ و همچنين حضور نداشتن اين گروه در ايران را از علل حمايت‌نکردنشان از اين گروه خواندند.

6. درادامه نقل‌قول‌هاي مستقيم ايراني‌هاي ساکن داخل و خارج از کشور مي‌آيد:

«پير و جوان در ايران از مجاهدين خلق متنفر هستند؛ هرچند جوانان ايراني اطلاعات زيادي از آن‌ها ندارند؛ ولي تاجائيکه مي‌دانند اين گروه در دوران جنگ ايران و عراق در حمايت از عراق فعاليت مي‌کرد. بسياري از جوانان ايراني که از نبود حمايت مردمي از اين گروه در ايران مطلع هستند تعجب مي‌کنند که چرا اين گروه در خارج از کشور و ازسوي سازمان‌هاي
بين‌المللي حمايت مي‌شود.»

«مردم ايران از آن‌ها متنفر هستند؛ چون دستشان به خون هم‌وطنان بي‌گناهشان آلوده است.»

«من يک ايراني بهايي هستم و مي‌توانم به شما بگويم که حتي بهايي‌ها در ايران دولت فعلي را به دولت مجاهدين خلق ترجيح مي‌دهند.»

«ما از آن‌ها مي‌ترسيم؛ چون فکر مي‌کنيم که به‌دنبال قدرت هستند. آن‌ها همچون فيدل کاسترو در کوبا هستند. آن‌ها ايران را به يک کره شمالي يا کوبايي ديگر تبديل خواهند کرد. درست نيست که به آن‌ها گروه تروريستي بگوييم. آن‌ها فقط به‌دنبال قدرت هستند. آن‌ها حمايت اکثري مردم را ندارند. اينکه يک زن را به‌عنوان رئيس‌جمهور ايران انتخاب کرده‌اند نشان‌دهنده دموکراتيک بودن آن‌ها نيست.»

«مردم خصوصاً جوانان در دوران انقلاب آن‌ها را دوست داشتند و از آن‌ها حمايت مي‌کردند. ما آن‌ها را دوست داشتيم. مردم خوبي بودند؛ ولي ايدئولوژي اسلامي‌مارکسيستي آن‌ها مرده است. ايدئولوژي اين گروه از مردم امروزي فاصله بسياري دارد.»

«علاوه‌بر حمايت آن‌ها از صدام عليه ايران، نحوه رهبري آن‌ها نيز غيراخلاقي است. مسعود رجوي خود را به زنان بسياري تحميل کرده و مريم رجوي از اين موضوع مطلع است. آن‌ها در اردوگاه خود در عراق فرزندان را از والدين جدا مي‌کنند. يکي از اقوام دور من به مجاهدين خلق پيوست و تمام فاميل او را از خود راندند.»

«هيچ‌کس آن‌ها را دوست ندارد.»

«آن‌ها در ايران حمايتي ندارند.»

«اين گروه در ميان مردم محبوب نيست. مردم از آن‌ها متنفرند و آن‌ها تروريست هستند. آن‌ها مردم بسياري را کشتند.»

«زماني بود که آن‌ها براي اعتقادهايي که داشتند مبارزه مي‌کردند و از مقداري حمايت برخوردار بودند؛ ولي اکنون ما واقعاً نمي‌دانيم آن‌ها چه کساني هستند و چه کاري انجام مي‌دهند.»

«مجاهدين خلق يک جوک است.»

«مجاهدين خلق به‌رهبري مريم رجوي و رئيس‌جمهوري مريم رجوي در فضاي سياسي کنوني کشور بي‌معني است. هرچند آن‌ها باقدرت‌تمام تلاش مي‌کنند که خود را اصلي‌ترين گروه اپوزيسيون ايراني در تبعيد نشان دهند.»

7. اين توصيفات مردم عادي ايران از مجاهدين خلق در کنار بازخوردهاي تحليل‌گران سياسي ايراني‌الاصل گذاشته شد. اين تحليل‌گران هم بدون استثنا گفتند که مجاهدين خلق در ايران محبوبيتي ندارد.

8. نقل‌قول‌هاي مستقيمي که در ادامه مي‌آيد از تحليل‌گران مشهور ايران معاصر است که همه آن‌ها در ايران به‌دنيا آمده‌اند.

مجاهدين خلق در اوايل انقلاب 1979 حمايت چشم‌گيري در ايران خصوصاً در ميان جوانان داشت. اين گروه حتي پس از آغاز ترورهاي مسئولان ايراني در ژوئن 1981 و پاسخ ايران با اعدام تعداد زيادي از هواداران مجاهدين خلق هم حمايت داشت؛ ولي رهبري مجاهدين خلق پس از آن ايران را ترک کردند و نخست به فرانسه و بعد از آن به عراق رفتند. آن‌ها در عراق با رژيم صدام حسين همکاري و نقش جاسوس‌هاي او را بازي مي‌کردند. اين اقدام ورق را عليه مجاهدين خلق برگرداند و مردم ايران از اين گروه متنفر شدند؛ چراکه اين گروه از صدام حمايت و اطلاعات افشاگرانه عليه ايران ارائه کرد و ترورهايش را درزماني ادامه داد که کشور درگير جنگي طولاني بود.

«مجاهدين خلق نه‌تنها اين رويه خود را تغيير نداد؛ بلکه آن را تشديد کرد. اعضاي سابق مجاهدين خلق که از رهبري اين سازمان دلسرد شده‌اند روايت‌هاي وحشتناکي از حضورشان در اين سازمان مي‌گويند. آن‌ها ابراز مي‌کنند زماني‌که قصد ترک کمپ اشرف را داشتند آن‌ها را اول شکنجه کردند و سپس به‌عنوان جاسوسان ايراني به دستگاه اطلاعاتي صدام تحويل دادند. همچنين فاش شد که مجاهدين خلق پس از جنگ اول خليج فارس مستيماً در سرکوب شورش‌هاي شيعيان در جنوب و اکراد در شمال عراق نقش داشتند. افشاي بخشي از اطلاعات درباره برنامه هسته‌اي ايران نيز بسياري از مردم ايران را خشمگين کرد؛ چراکه اين کار را خيانت مي‌پندارند. درنتيجه مجاهدين خلق بسياري از اعضاي خود را در اعدام‌ها و مخالفت دائم با دولت ايران از دست داد و هيچ پايگاه مردمي در ايران ندارد. باتوجه به اينکه 70درصد جمعيت اين کشور زير 35سال هستند، آن‌ها حتي مجاهدين خلق را نمي‌شناسند. ايرانياني هم که با اين گروه آشنا هستند، آن را يک فرقه ديني‌سياسي مي‌دانند. ساختار سياسي اين سازمان همچون دولت ايران است: يک رهبر عالي (مسعود رجوي) دارد و يک رئيس‌جمهور (مريم رجوي) و از اعضا تبعيت کامل از رهبري را مي‌طلبد. پس از چاله دربيايم توي چاله بيافتيم؟»

«حقه مجاهدين خلق اين‌گونه است که به افراد عادي در خيابان يا سياست‌مداراني که علم کافي از ايران ندارند مراجعه و آن‌ها را متقاعد مي‌کنند که درحال جمع‌آوري امضا و پول براي اعتراض به نقض حقوق‌بشر در ايران هستند. مجاهدين خلق سپس اين امضاها را به‌عنوان مدرکي از حمايت اهداف وسيع‌تر سياسي اين سازمان ارائه مي‌کند. اين سازمان نام‌هاي مستعار فراواني دارد. جنبش اعتراضي اخير در ايران که به‌دنبال انتخابات سال 2009 رخ داد به‌وضوح نشانگر اين حقيقت بود که مجاهدين خلق حمايت چشمگيري در ايران ندارد و دربين ايرانيان تبعيدي هم منزوي است.»

«به‌طور کلي من در دوراني که در ايران زندگي مي‌کردم با دو واقعيت درباره مجاهدين خلق آشنا شدم. نسل‌هاي قديمي‌تر، از اين سازمان متنفر هستند و اين تنفر به‌خاطر نقش آن در افراطي‌گري و خشونت اوايل انقلاب و هم‌پيماني اين سازمان با صدام در دوران جنگ ايران و عراق بود. اين تنفر صرفاً به اين خاطر نبود که دولت ايران مجاهدين خلق را مسئول بمب‌گذاري‌هاي اوايل انقلاب مي‌داند. به‌علاوه بسياري از افراد سکولار يا ليبرالي که مي‌شناسم هنوز هم مجاهدين خلق را مسئول تغيير مسير انقلاب به‌سوي اسلام افراطي مي‌دانند. ديدگاه نسل‌هاي جوان‌تر درباره مجاهدين خلق آميخته با بي‌علاقگي و بي‌اطلاعي از اين سازمان، رهبري و جايگاه‌هاي سياسي آن است. من حتي در يک جا هم نديدم که يک
دانشجوي دانشگاه يا دانش‌آموز دبيرستاني به اين سازمان علاقمند شود. مي‌خواهيد باور کنيد يا نه؛ ولي تعداد اندکي از دانش‌آموزان که به‌جاي اصلاحات به سياست افراطي ابراز علاقه کرده‌اند بيشتر به مارکسيسم علاقمند هستند تا مجاهدين خلق.»

«برخي از گروه‌ها و افراد در خارج از ايران به‌دنبال اين بودند که مرکز اپوزيسيون شوند. يکي از اين گروه‌ها مجاهدين خلق است. اين سازمان هيچ پايگاه سياسي و حمايتي در ايران ندارد. مجاهدين خلق که در عراق مستقر و از حمايت رژيم بعث عراق برخوردار است، همان هواداراني را هم که در ايران داشت پس از هم‌پيماني با عراق در طول دوران جنگ 1980-1988 ايران و عراق از دست داد. تنفر گسترده مردم ايران از مجاهدين خلق با حملات تروريستي متعدد اين سازمان عليه شهروندان بي‌گناه ايراني و مسئولين دولتي اين کشور تحکيم شد. مجاهدين خلق از زمان سقوط صدام حسين به حسن‌نيت آمريکا چشم دوخته است. آمريکا هم اين سازمان را در ليست سازمان‌هاي تروريستي خارجي خود قرار داد و به‌دنبال استفاده از آن به‌عنوان يک منبع اطلاعاتي و اهرمي در مناسباتش با ايران مي‌باشد. بسياري از سازمان‌هاي برجسته حقوق‌بشري ازقبيل ديدبان حقوق‌بشر و عفو بين‌الملل تشخيص داده‌اند که مجاهدين خلق غيردموکراتيک است و ساختار سازماني فرقه‌گونه‌اي دارد و ادعا مي‌کند که ابزاري براي تغيير دموکراتيک است. زمانيکه من در ايران زندگي و کار مي‌کردم برايم آشکار شد که مجاهدين خلق اصلاً محبوبيتي در بين مردم ايران ندارد. از بين صدهانفري که من با آن‌ها درباره مجاهدين خلق مصاحبه يا صحبت کردم، حتي يک نفر از اين سازمان نکات مثبتي نگفت. درهنگام آغاز ناآرامي‌هاي بعد از انتخابات 2009 در ايران، مجاهدين خلق سريعاً به دنبال پيوستن به اين اپوزيسيون عليه دولت ايران بود؛ ولي مجاهدين خلق بااعلام ارتباط خود با اين اپوزيسيون، بهانه کافي را براي بدنامي و سرکوب معترضين به دولت ايران داد. افزايش حمايت‌هاي دولت آمريکا از مجاهدين خلق به تقويت احمدي‌نژاد و ساير تندروها و درنتيجه افزايش ‌بيش از اندازه حمايت داخلي از آن‌ها مي‌شود. پيوند بين وابستگان به رژيم ايران در هيچ دوره‌اي اينقدر کم نبوده است؛ ولي حمايت از مجاهدين خلق تهديدي خارجي در اختيار آن‌ها مي‌گذارد تا بااستفاده از آن، خلل‌هاي رژيم را پر کنند و تعداد افرادي را که حول پرچم جمع مي‌شوند افزايش دهند و اپوزيسيون سياسي را از بين ببرند. درنتيجه به همان افرادي آسيب بزنند که آمريکا قصد دارد کمک کند. اگر آمريکا مي‌خواهد به احمدي‌نژاد و تحکيم ديکتاتوري طولاني‌مدت تندرويان در ايران کمک کند از مجاهدين خلق حمايت کند. اين اقدام احتمال بهبود روابط با دولت ايران را کاهش مي‌دهد و پيشرفت دموکراتيک در اين کشور را محدود مي‌کند. مردم ايران خصوصاً باتوجه به سياست‌هاي آمريکا درقبال مصدق و شاه اين اقدام آمريکا را نمي‌بخشند. شايان ذکر است که افزايش حمايت‌هاي آمريکا از مجاهدين خلق اقدامي است که دولت بوش حتي در اوج دشمني با ايران مايل به اتخاذ آن نبود. حتي آن‌ها هم فهميده بودند که افزايش حمايت از مجاهدين خلق چالش‌هاي موجود و مشکلاتي را که سياست ايران براي دولت آمريکا ايجاد مي‌کرد وخيم‌تر مي‌کند.»

«مجاهدين خلق يک گروه سياسي مرده است و ديگر تهديدي براي مردم ايران ندارد. مجاهدين خلق هيچ‌گونه حمايت چشمگيري نه در ميان نخبگان و نه در ميان مردم عادي اين کشور ندارد. اين وضعيت در تمام استان‌هاي کشور و پايتخت تهران يکسان است. باوجود اينکه مردم ايران روزانه مطالب سايت‌هاي مختلف اپوزيسيون را دنبال مي‌کنند، سايت مجاهدين خلق کم‌ترين بازديد را دارد (اين آمار را مي‌شود با مقايسه آمار بازديد اين سايت با ساير سايت‌ها ثابت کرد.) واقعيت اين است که مجاهدين خلق يکي از منفورترين گروه‌هاي سياسي در ايران است. اگر قرار باشد مردم ايران بين مجاهدين خلق و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يکي را انتخاب کنند حتماً گزينه دوم را انتخاب مي‌کنند. مجاهدين خلق
در ايران به‌عنوان يک گروه تروريستي شناخته مي‌شود. مردم از ايدئولوژي منسوخ، شعارهاي کينه‌توزانه و رهبري استبدادي اين گروه هراس دارند. رژيم ايران از بدنامي مجاهدين خلق آگاه است و از اين موضوع براي مقاصد سياسي خود استفاده مي‌کند. حمايت مجاهدين خلق از معترضين ايراني در طي ناآرامي‌هاي 2009 پاداشي براي رژيم بود؛ چراکه بسياري از مردم در آمدن به خيابان‌ها ترديد مي‌کردند. آن‌ها مي‌ترسيدند که آمدن آن‌ها به خيابان‌ها راه را براي سوءاستفاده مجاهدين خلق باز کند. دولت هم مجاهدين خلق را به آغاز حملات تروريستي و کشتار مردم در خيابان‌ها متهم مي‌کند.

هرگونه حمايت آمريکا از مجاهدين خلق به‌شدت به اعتبار آمريکا درميان مردم ايران ضربه مي‌زند و احساسات ضدآمريکايي را در اين کشور افزايش مي‌دهد. مردم اين اقدامات را دشمني عليه ملت‌ مي‌بينند نه دولت. برداشت آن‌ها اين است که اهداف آمريکا ترويج آزادي و دموکراسي در ايران نيست؛ بلکه صرفاً تضييع اين کشور است. رژيم ايران هم از اين موقعيت استفاده مي‌کند و آن‌ها را به‌عنوان مدرکي بر اثبات ادعاهاي خود مبني بر دشمني آمريکا با مردم ايران معرفي مي‌کند.»

«مجاهدين خلق يک فرقه اسلامي‌سوسياليستي است که چندهزار عضو دارد. در طول چهارسالي که در ايران زندگي مي‌کردم حتي يک نفر را نديدم که به اين گروه ابراز علاقه کند. بالعکس مردم اين افراد را خائنان مغزشويي‌شده‌اي مي‌دانند که در زمان جنگ ايران و عراق در کنار صدام حسين جنگيدند. دولت آمريکا بايد تا مي‌تواند از اين گروه دوري گزيند. حتي روابط اخير ژنرال جونز رئيس سابق شوراي امنيت ملي با اين افراد اين نگراني را در بين فعالان حقوق بشر ايراني ايجاد کرده که نکند واشنگتن با اين افراد رابطه داشته باشد.»

9. نظر: نتايج اين نظرسنجي غيرعلمي از مردم عادي درباره مجاهدين خلق نظرات کارشناسي افرادي که با ايران آشنا هستند را اثبات مي‌کند. آن‌ها معتقدند که فارغ از اينکه دولت آمريکا مجاهدين خلق را تروريست بخواند يا خير، اين گروه در ايران حمايتي ندارد و هرچه مردم ايران اطلاعات بيشتري از اين گروه داشته باشند مخالفت آن‌ها با آن بيشتر و حمايتشان از اين گروه کم‌تر خواهد بود. آرمان‌هاي حقوق‌بشري و دموکراتيکي که مجاهدين خلق ادعاي حمايت از آن‌ها را دارد کاملاً شبيه آرمان‌هاي سياست دولت آمريکا در قبال ايران است؛ ولي براي پيشبرد اين اهداف نيازي به حمايت از مجاهدين خلق نيست. درحقيقت هرگونه نشانه‌اي از حمايت آمريکا از اين گروه کمکي به هدف آزادي و دموکراسي در ايران نمي‌کند؛ بلکه کاملاً برعکس بر ديدگاه مردم اين کشور از دولت آمريکا تأثيرگذار خواهد بود و مي‌تواند حمايت از احمدي‌نژاد و ساير تندرويان را تقويت کند.

ضميمه: پيشينه مجاهدين خلق

1965: اعضاي سابق نهضت آزادي ايران مجاهدين خلق را با ايدئولوژي اسلامي‌مارکسيستي بنا نهادند.

دهه 1970: مجاهدين خلق يک اقدام ايدئولوژيکي همراه ‌با مبارزه مسلحانه عليه رژيم پهلوي انجام داد که شامل کشتارهاي نظاميان و شهروندان آمريکايي در ايران بود.

ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی : 
 
آدرس پست الکترونیک : 
 
متن نظر :