ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

 ماهنامه راه‌نما شماره ۱۴

جریان شناسی نفاق

جریان شناسی نفاق

کتاب جریان شناسی نفاق به روایت تصویر

اظهارات نمایندگان پارلمان انگللیس

شش پايگاه نظامي عظيم در عراق در اختيار اين گروه بوده است

شش پايگاه نظامي عظيم در عراق در اختيار اين گروه بوده است

نویسنده: بارونس نيکولسون

بارونس نيکولسون در تاريخ 3دسامبر2003 باشاره به سقوط رژيم صدام در عراق گفت: سقوط صدام حسين همچنين پرده از تروريسم بين‌المللي در عراق برداشت. منظور من گروه بدنام مجاهدين ‌خلق است. اتفاقاً من در يکي از پايگاه‌هاي نظامي اين گروه در عراق اقامت داشته‌ام و شنبه و يکشنبه هفته پيش براي بار دوم به آنجا رفتم. چه کسي مي‌تواند بگويد که اعضاي مجاهدين خلق تروريست بين‌المللي نيستند درحالي‌که شش پايگاه نظامي عظيم در عراق در اختيار اين گروه بوده است؟

 

حاکميت مجاهدين خلق بههيچوجه برمبناي حقوقبشر نيست

بارونس اما نيکولسون در يکي از جلسات مجلس اعيان انگليس در تاريخ 26فوريه2003 گفت:

قطعنامه 1441 شوراي امنيت عاري از هرگونه ابهامي است. تمام اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل ديدگاه مشترکي داشتند مبني‌براينکه عراق تهديدي جدي در داخل و خارج از مرزهاي خويش است. اين تهديد به‌قدري جدي است که مي‌تواند منجربه بدترين عواقب ازقبيل اقدام نظامي براي اجبار اين کشور به تبعيت از تمام قطعنامه‌هاي سازمان ملل از 1991 شود. قطعنامه 1441 بار ديگر به قطعنامه 687 بازمي‌گردد. يکي از ممنوعيت‌ها در آن قطعنامه تروريسم بود. بند 32 قطعنامه687 عراق را ملزم مي‌کرد، شوراي امنيت را آگاه کند که مرتکب هيچ‌گونه اقدام تروريستي يا حمايت از آن نمي‌شود و به هيچ سازماني اجازه نمي‌دهد چنين اقدامي را در خاک خود انجام دهد و صراحتاً هرگونه اقدام و روش تروريستي را محکوم کند.

سه هفته پيش من از سفير الدوري سفير عراق در سازمان ملل درباره تروريسم پرسيدم. او به من گفت:

عراق هيچ رابطه‌اي با سازمان‌هاي تروريستي بين‌المللي ندارد.

سايرين از صدام حسين پرسيدند و او در مصاحبه ديشب خود با «دان راتر» از يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني آمريکايي گفت که عراق هيچ ارتباطي با شبکه القاعده ندارد. به‌نظر من براي اينکه ببينيم عراق بند 32 قطعنامه 687 را نقض کرده است نياز نيست راه دور برويم. من توجه همگان را به مجاهدين خلق جلب مي‌کنم. اين سازمان در انگليس، آمريکا و اتحاديه اروپا به‌عنوان  گروه تروريستي طبقه‌بندي شده است. اين چه گروهي است؟ عملکرد آن چگونه است؟ مجاهدين پيشينه روشني دارد. اين سازمان در سال 1960 براي مخالفت عليه شاه ايجاد شد. شاه هم مثل پدربزرگش که در سال 1924 سلطنت را به دست گرفت حقه‌باز بود. مجاهدين خلق بخشي از انقلاب ايران 1979 بود. اگرچه با دولت جديد در سال 1981 اختلاف‌نظر پيدا کرد و به عراق رفت و از 1986 تاکنون درآنجا مستقر شده است. مجاهدين خلق مي‌گويد که يک جنبش حقوق‌بشري مدرن و اپوزيسيون حقيقي عليه دولت فعلي عراق است و تنها با نيروهاي نظامي ايران مبارزه مي‌کند. اين گروه مي‌گويد که هيچ‌گاه به غيرنظامي‌ها يا غيرايراني‌ها حمله نمي‌کند.

درحقيقت حاکميت مجاهدين خلق به‌هيچ‌وجه برمبناي حقوق‌بشر نيست. اين گروه به‌خاطر نقشي که در جنگ ايران و عراق ايفا کرد از هيچ محبوبيتي در ايران بهره‌مند نيست. يکي از بزرگ‌ترين ادعاهاي اين سازمان ترويج حقوق زنان و اعتراض به پوشش حجاب است؛ اگرچه تمام اعضاي زن مجاهدين خلق حجاب دارند. مجاهدين خلق پايگاه‌هاي آموزشي جداگانه‌اي براي زنان دارد. اين گروه فرقه شخصيتي رجوي است که با مغزشويي، زور و سلاح حکومت مي‌کند. اجازه دهيد نگاهي به ادعاي مجاهدين خلق بياندازيم که اين گروه
فقط عليه نيروهاي نظامي حمله مي‌کند و به غيرنظاميان حمله نکرده است. واقعيت اين است که مجاهدين خلق به‌طورفعال در بمباران شيميايي کردهاي شمال عراق در حلبچه شرکت داشتند. نيروهاي اين گروه چه کاري کردند؟ افرادي که در اين واقعه حضور داشتند اسناد و مدارکي به من دادند که نشان مي‌داد نيروهاي مجاهدين خلق با محافظت از مرز عراق مانع از فرار کردهاي بيچاره مي‌شدند. اين مدارک همچنين نشان مي‌دهند که مجاهدين خلق در حمله عراق به کويت در سال 1990 نيز شرکت داشته است. اين گروه
به ارتش عراق سلاح و تانک مي‌دادند. اسناد کويتي نيز از اين موضوع حکايت دارند.

نيروهاي مجاهدين خلق در سال 1991 به‌گونه‌اي وحشيانه شورش‌هاي کردها را سرکوب کرد. آن‌ها گفتند:

ما هزاران نفر از آن‌ها را کشتيم.

ارتباطات بين‌المللي مجاهدين خلق چگونه است؟ اين ارتباطات را هم افرادي که در پايگاه‌هاي نظامي مجاهدين خلق در عراق بوده‌اند مي‌توانند اثبات کنند. در ميان آن‌ها اروپايي‌هايي از فرانسه، ايتاليا و بريتانيا و از کشورهاي عربي و آمريکاي شمالي بودند. اگر کسي بخواهد به رابطه مبهم شبکه القاعده و صدام حسين پي ببرد بايد بداند که
مجاهدين خلق در طالبان فعال بوده است. درخصوص ارتباط صدام با تروريسم بين‌المللي من از شما درخواست مي‌کنم به‌دنبال گروه ديگري غير از مجاهدين خلق نگرديد.

عراق پس از دوره نبرد عليه تروريسم يازده سپتامبر تحت بازرسي دقيق قرار دارد و به‌وضوح قطعنامه‌هاي 687 و 1441 را نقض کرده است. مالکيت مجاهدين خلق توسط عراق ادعاي اين کشور مبني‌بر ارتباط نداشتن با هرگونه سازمان تروريستي بين‌المللي را رد مي‌کند. اين سازمان که تحت مالکيت عراق قرار دارد تهديدي در خارج از اين کشور است. مدارکي دارم که نشان مي‌دهد مجاهدين خلق سلاح‌هاي کشتار جمعي را از بازرسان مخفي کرده است.

اجازه دهيد به بررسي پرونده سلاح‌هاي کشتار جمعي عراق بپردازيم. بارديگر به قطعنامه 687 در سال 1991 اشاره مي‌کنم که تصريح مي‌کند شوراي امنيت سازمان ملل:

آگاه است که عراق بيانيه‌هايي داده و تهديد کرده است که برخلاف تعهدات پروتکل 1925 ژنو مبني بر منع کاربرد گازهاي خفه‌کننده، سمي و گازهاي ديگر و استفاده از شيوه‌هاي ميکروبي عمل مي‌کند و پيش‌تر از سلاح‌هاي شيميايي استفاده کرده است. شوراي امنيت همچنين تأييد مي‌کند که عواقب سنگيني در انتظار عراق است اگر اين کشور به استفاده از چنين سلاح‌هايي ادامه دهد.

بند هشت اين قطعنامه مي‌گويد:

تصميم بر آن شد که عراق بدون‌ هيچ قيد و شرطي به تخريب، حذف يا بي‌ضررسازي تمام سلاح‌هاي شيميايي و بيولوژيکي و موجودي‌هاي انبارها و تمام زيرسيستم‌هاي مربوط و تجهيزات تحقيق و توسعه و پشتيباني و ساخت و تمام موشک‌هاي بالستيک با برد بيشتر از 150کيلومتر تحت نظارت بين‌المللي بپردازد.

درواقع اين قطعنامه مي‌گويد که عراق بايد بي‌هيچ قيدوشرطي بپذيرد که از استفاده، توسعه، ساخت و تهيه اين اقلام بپرهيزد.

من از سفير الدوري درباره حفظ سلاح‌هاي کشتار جمعي توسط عراق پرسيدم. او در حضور شاهدان به من گفت که عراق از دو، سه سال پيش از تمام سلاح‌هاي کشتار
جمعي خلع شده است. او بلافاصله ادامه داد که عراق شهروندان خود را مسموم نکرده است. آقاي الدوري به‌عنوان سخنگوي صدام حسين حرف‌هايي مي‌زند که به او اجازه داده‌اند. صدام حسين هم در مصاحبه تلويزيوني شب گذشته خود همين ديدگاه‌ها را تکرار کرد.

آيا عراق قطعنامه 687 را نقض کرده است؟ چه مدرکي وجود دارد؟ من از سفرهاي خودم به مرزهاي عراق و ايران، تالاب‌هاي عراق و پناهندگان عراقي مدارک دست‌اول دارم. از سال 1992 سندي دارم از يک شاهد عيني که شاهد افتادن سه بسته از يک هليکوپتر و انفجار آن‌ها بود. هفت نفر در کمتر از سه ساعت جان خود را از دست دادند. هيچ زخم خارجي نبود، فقط صورت‌هاي آن‌ها شکافته شده بود و خونريزي مي‌کرد. پوست آن‌ها آبي شده بود. ساير افراد هم شديداً بيمار شدند.

در سال 1996 من به افرادي در ژنو که مسئول زيرنظرگرفتن کنوانسيون سلاح‌هاي شيميايي بودند گزارش دادم که يک انفجار زردرنگي از يک هواپيما در بالاي تالاب‌هاي عراق رخ داد. من با برخي از قربانيان مصاحبه کردم. آن‌ها مي‌گفتند که يک دود بزرگ زردرنگي برفراز زمين‌هاي آن‌ها ايجاد شد. صدها نفر مردند و بسياري بيمار شدند. من اندکي پس از اين واقعه با گروهي از بازماندگان آن مصاحبه کردم.

در سال 1998 مدرک مشخصي از شکست بازرسان سلاح‌هاي شيميايي در تنها بازديدشان از کمپ مجاهدين خلق داشتم. آن‌ها تنها اجازه يک بازديد داشتند؛ چراکه صدام حسين اعلام کرده بود که اردوگاه‌هاي مجاهدين خلق مصونيت ديپلماتيک دارند. آن‌ها درون عراق بودند؛ ولي بايد همچون سفارت‌خانه‌هاي خارجي با آن‌ها رفتار مي‌شد؛ لذا بازرسان تنها يک مرتبه به آنجا رفتند. مدرک مستدل دارم که مجاهدين خلق سلاح‌هاي کشتار جمعي را پنهان کرده بود. فرماندهانشان آن‌ها را مخفي کردند و بعداً باافتخار گفتند که توانستند
بازرسان را گول بزنند.

 

 

ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی : 
 
آدرس پست الکترونیک : 
 
متن نظر :